تبليغاتX
Fast & Free Image Sharing

ღ♥ღهمه هستی منღ♥ღ

برید کنار داش مسعود اومد قدرت؟ چاکر بازدیدکنندگان وبلاگ باز من اومدم

Fast & Free Image Sharing   

 

بیا حالشو ببر پست جدید کار جدید فقط تو وبلاگ ما

------------------------------------------------------

یه شعر واسه پسرایی که بی خیال دوست دختراشون شدنه

--------------------------------------------------------

تو واسه من عروسکی*عروسکی بی چشمه رو*الهی که دیوار شب*روی سرت بیاد فرد

ببین که مرد آیینه*توی شبت شکسته شد*آخرین پرواز خطم برای تو خجسته شد.

زخمه شبو من چیدم*اما تو رو ندیدم*بگوبگو برای چی*ازخود به تورسیدم*عروسک نازم بودی *چرا شدی بی چشمه رو*بال واسه پروازم بودی*رفتی باکی؟یالله بگوووووووووووو

زخم من دست کم صد دفعه*نمک پاشیدی دم نزدم دیگه بسمه*هرکاری از دستم برمیومد که کردم*قانع نبودی واسه همین برمیگردم*اگه یه روزی یه موقع یه جا رفتی تو فکر فرو*بدون بودی واسم عروسک بی چشمه رو* میخوام بذارم برم چون دیگه نمیکشم*از نگام بخونو نیا جلو چشام*دختر بسه؟ دیگه نمیخوامت*روتو کم کن بی حیا*میخوام بهت بگم دیگه سراغ من نیا*همه میدونن که انگشت نمای شهر شدی*ازت بدم میاد بی آبروی رو سیاه*مثل اشک شدی از چشام افتادی*یادت رفته با اسم من چقدر پوز دادی*تو با من بودی قول دادی کلی بهم*آره گفتی بهم*دوستم داری منم دلو دادم مفتی بهت*برو چشات نبینم*ولی فکر نکن ضعیفن*روی تک تودریغه*تصمیم گرفتم اکیدا*شاید توبخوای بدونی مسعوداین دفعه چه جوری تورو پیچ میده*میدونم از اون روزها هنوز سرت گیج میره

باز تو روزای روشن*خورشیدم تو دیدی*اما تو وقتی رفتی*امیدمو بریدم*هنوز اون قابه عکسو*که با هم بودیمو دارم*هی میگیره سراغت*میگم گم شده یارم*عروسک بی چشمه رو*خوشکل نازم اما دورو*گربه سفت بسه دیگه*این همه نیرنگو دروغ*میخوام بذارمت برم*که حوصله ام سر اومده*دیگه ازت بدم میاد*خوبی بهت نیومده.

زخمه شبو من چیدم*اما تو رو ندیدم*بگوبگو برای چی*ازخود به تورسیدم*عروسک نازم بودی *چرا شدی بی چشمه رو*بال واسه پروازم بودی*رفتی باکی؟یالله بگوووووووووووو

-----------------------------------------------------------------------------------------

بچه ها چطور بود خوب بود.خوشتون اومد امیدوارم خوب باشه که حداقل اون چشای نازتون اذیت نشن؟مرسی از

انتخابتون خیلی به من ومهسا لطف دارید (موفق باشید)

 

 

Fast & Free Image Sharing

 

ببین تب عشق چیکار میکنه ای والله

--------------------------------------

ببین دوست دارم تا آخرین لحظه کنارت*میدونم این دروغ محزه که تازه*عاشقت شدم از روز اول بوده*حتی همه کسایی که از من دورن*صدا قلبو میشنون پس اینو بدون*تفاوت دوست داشتنو بهم دادن نشون*تو تو قلب من از اول اصلا بودی*صبح نمیشه شبهایی که از من دوری*اگه روزی دیدی عشقم چشمام تره*دلم دستمال چشات عشقمو بکنه*کاش میشد زودتر عشقتو ببینم*بیایی نزدیک تا من دستتو بگیرم*ببین دوست دارم توی شعر نوشتمت*اگه بگی میری خاطراتت عشمه*بیاعشقم بیا بمون همیشه کنارم*تو وجودم فقط عشق تو که دارم.

بذار اسمتو توشبای تاریکم فریاد بزنم*برم توآسمونواز اون بالا داد بزنم*که هر جا هستی من بدون تو*میمیرم زنده ام به عشق بوی تو

وقتش که بریم یه جای خلوت باهم*میخوام بازم بیایو بکنی خلوت با من*دوست دارم هنوزم مثل اون روز باشی یاکن* مثل روزی که دستاتو مثل دوست دادی به من*دوست داری بگم غرور داری یکم*مثل یه پل عبوری تو حضور داری که من*مثل بقیه بگذرم از قلبتو برم*دیگه باید توهم به فکر عبور باشی گلم*دوتا چشی که واسه دوریت ازتو بود تر*حالا داره میگه بمون پس تو زودتر*بیا از تو دورتر بشم حتی اگه من*نیازش بیشتر میشه این دستا مگه نه*توی دستات که من دیدم همه دنیامو*وقتی با منی انگاربهم دادن همه دنیا رو*گرفتن غم دنیاروازم عشق منی تو*حالا دیگه تازه دارم میفهم عشقو معنیشو

بذار اسمتو توشبای تاریکم فریاد بزنم*برم توآسمونواز اون بالا داد بزنم*که هر جا هستی من بدون تو*میمیرم زنده ام به عشق بوی تو

ببین تو چشام تو اوج عشقو*میخوام بهت نشون بدم اوج حسو*من دوست دارم بذار اینو باز بگم*پلکای ترم با دیدنت باز میشن*آسمون پر ستاره است امشب پس*بیا دستتو بده به من چون عشقت هست*توی وجودم میمیرم واسه نگات*چون دستام گرمی دستاتو میخواد.

اگه دوباره باز بگی تو حرفام*هر وقت میخوای بدی عذاب میخوای بری تو تنها*اگه بگی تو دستات دیگه نیست جای برام*دنیا واسم میشه قفس که نیست جایش هوا*آره نیست جایی دیگه واسه غم توی شبها*ببین همیشه با بودن تو غم بوده تنها*غم جای نداره واسه من عمرا دیگه*آخه سایه  تو هست توی شیشه عمرم دیگه.

بذار اسمتو توشبای تاریکم فریاد بزنم*برم توآسمونواز اون بالا داد بزنم*که هر جا هستی من بدون تو*میمیرم زنده ام به عشق بوی تو

---------------------------------------------------------------------------------------

اینم تقدیم به بهترین بازدیدکنندگان وبلاگ ایران

 

اینم تقدیم میکنم به دخترای با مرام ایران

-----------------------------------------

گل ناز منی مست عطرتو*خواستنیه حتی اخمه توL لبخند بزن شیرینه لبات دنیای دیگست تو عمق چشاتJ

بیا تفاهمی با هم بشیم همسایه*وقتی روز شب میشه میشینم پایه*صحبتای قشنگت از روی ایوون*صدات واضح زنده است نازه ای جون*فاصلمون یه دیواره دیگه راهی نیستش*گرچه این نزدیکی هنوز کافی نیستش*یه باررو دیوارتون بخند من میشنوم*ستاره های آسمونمم بیشترن*همه خوابیدن تو هم بیا لبه پنجره*تنگ شده دلم غم دارم میخوام غم بره*شب مهتابی منو تو ستاره ها*همه جا تاریکه روشن چراغ ماه*

عاشقم دیوونم من میدونم*برای تو میخونم تا جون دارم*عشقه من

از وقتی که شدیم همسایه با هم*به جا خوشحالی غم دیگه داره با من*اهالی خونه شک دارن به من خیلی*چون که پی بردن دارم به تو میلی*این نزدیکی داره میده منو آزار*خراب شه این خونه برم منم زیر آواره*به شرطی این که نباشی توی ساختمان*فوقش میکوبیمش میکنیم آپارتمان

گل ناز منی مست عطرتو*خواستنیه حتی اخمه توL لبخند بزن شیرینه لبات دنیای دیگست تو عمق چشاتJ

مزاحمت ایجاد نکن تو محله*آگهی فوتت چاپه تو مجله*هر کی بیاد دور وره خونه تون*میفرستم منکراتو دم خونشون*طی میکنم با چابکی پله ها رو*میرسم بالا پشتبوم ببین ارتفاع رو*تا میرسم اون بالا قایم میشی موشی*همه جا رو میگردم ولی نیستی کوشی*خدا منو بکش خواستگار اومده باز*جای شعرم خیلی کمه نداره فاز*کی میشه برن بیرون بزنم بشون*ازخدا میخوام نابود بشه نسلشون*به همسایه واجب احترام*واسه رسیدن لازمه احتمام*واسه تحقیق نداریم ما مشکلی*راه دور نرید دختر به این خوشکلی

گل ناز منی مست عطرتو*خواستنیه حتی اخمه توL لبخند بزن شیرینه لبات دنیای دیگست تو عمق چشاتJ

 

 


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 1:6 موضوع | لينک ثابت


ღادامه ی داستان عشق برفیღ

 

Fast & Free Image Sharing

ســــــــلام گـــــــــلا.....خوفیــــــــــــــــــن ، خوشیـــــــــــــــــــنFast & Free Image Sharing

در سلامتیــــــــــــــــــــه کامل به سر میبریــــــــــــــــد؟؟؟ هو؟؟؟

خوب خدا رو شکر... ما هم بد نیستیـــــم ... میگذرونیــــــــــــــم ...

یعنی در واقع گـــــــر میگذرد غمـــــــی نیـست .......

خووووووب برو بچـــــس دیگه چـــه خفــــــــــــلا ؟؟؟

خـــــــوش میذگـــــــــره که ایشــــــــالله؟؟؟

امروز  اومدم اگه خـــــــــدا بخـــــــواد ادامه ی داستانمو آپ کنـــــــم

شـــــــــرمـــــــــنده که دیــــــــر اومدمـــــــــــــاااااااااFast & Free Image Sharing

دیگه دیدم حســـــــابی تو خماریش موندین ... بســـــــه دیگه گناه داریــــــد

فقط قبـلش میخوام یه چیــــــــــزی بهتـــون بگـــــــــــمFast & Free Image Sharing

توجه      ***      توجه

                                                         

((( قابل توجه بعضی هااااااااا که رشته ی مکانیک هستن و خیلی خودشونو میتحویلن Fast & Free Image Sharing  و دم به دقیقه واسه خودشون پپسی باز میکنن Fast & Free Image Sharing  و حسابی از خودشون متشکرن و اشتباها به دلیل انحرافات ذهنی که بعضی از آموزشگاه های غیر استاندارد باعثش هستند Fast & Free Image Sharing    به جز وورد و اکسل و پوور پوینت چیز دیگه ای به بچه های مردم یاد نمیدن که بدونن کامپیوتر همش اینا نیست و خیلی وسیعتر از این حرفــــــــا ست  بچه ها هم به دلیل اطلاعات اشتباهی که یه چند تا از خدا بی خبر در اختیارشون گذاشتن رشته ی کامپیوتر و کمتر از مکانیک میدونن و در جواب آبجی شون که بهشون میگه :  کامپیوتر دیپلمشم سر کاره به شدت مخالفت میکنن و به کلی منکر این مسئله ی  بسیـــــار بسیــــــــار با اهمیت میشن ومیگن هیچم اینجور نیست Fast & Free Image Sharing  و درست وحسابی این رشته ی مهم و با ارزش رو با محصلای مغز متفکرش ( همگی بگید ماشالله )Fast & Free Image Sharing  میکوبن زمـیـــــنFast & Free Image Sharing  تازهههههههه اون بعضی هااااااااا اسمشونم آقا مسعـــــــــــــــوده )))  پس خانوما و آقایون عزیزی که مثل بنده در رشته ی مقدس کامپیوتر میتحصیلنFast & Free Image Sharing   واقعا  به خودشون افتخار کنن و امیدوار باشن چون جامعه همیـــــشه و همه جـــــــا به استعداد های خارق العاده و وجود با ارزششون نیازمندهFast & Free Image Sharing    هیچ موقع هم با بالهای گنجشکی که همون بعضی هاااااااااا بهشون میدن  بالهای عقابشون رو از دست ندن و زمین نخورن.... Fast & Free Image Sharing

(( داداشیم که منظورمو میگیره شما چی؟؟؟ دوزاریتون افتـــــاد الااااان؟؟؟ )) Fast & Free Image Sharing

آقـــــــــــا میدونیــــــد جریان چیـــــــه؟؟؟ بذارید واستـــــــون بتعریـــــفم...

منو این داداش مسعوده نازم که قربونش برم  در رشته ی مخدس مکانیک

یا همون روغن کاری و خرابکاری خودرو (حالا هر چی عشقتونه) Fast & Free Image Sharing  میتحصیلن

 روزی نیست که اون روز رو بدون کل کل د ر مورد رشته هامون شب کنیمFast & Free Image Sharing

البته نه همیـــــــــــــشه هاااااااا ... بعضی وقتاااااااااااا

میدونید بچـــه هااااا ... راستش خدایی من اصلا تو فکررفتن به سر کارواین حرفا نبودم یعنی یه جورایی اصلا از کار کردن خوشم نمی یومد که اونم دلایل

قانع کننده ای واسه خودم داشتم.اما یه روز تو یکی از همین کل کلامون

 ( که خفــــن سرنوشت ساز بوووود)Fast & Free Image Sharing      

 به داداشیم که میگه رشته ی کامپیوتر آسونه ودخترونه است

واز این رشته الکیاست و بازار کار نداره و یه همچین جک مکاااااااایی Fast & Free Image Sharing

 همچین حرصم و در آورد که گفتــــــــم : اگه من قبل از گرفتن مدرک فوق

سر کار نرم هیچــــــی نیستــــــــــــم Fast & Free Image Sharing

اصلا دنبالش نبودماااااااااااااا اما واسه اینکه ثابت کنم میتونــــــــــم

( یعنی درحقیقت ایرانی می تواند به خصوص خانوما ی گل که پیشرفت و استعدادشون واقعا قابل تحسینه ) Fast & Free Image Sharing  وثابت کنم رشته ی مورد علاقه ام

کاربرد زیاد و مفیدی داره و بازار کارشم حرف ندارهههههه

به پیشنهاد کار یکی از روسای مجرب و کار درست و همه چی تمومه

یه اداره ی کار درست تررررر که از قضای روزگار

پسر خاله ی بنده هستـــــــــــند جواب مثبت دادم Fast & Free Image Sharing

هوراااااااااااا ..... ایوووووووول مهسااااااااااFast & Free Image Sharing    

میدونستــــــــــم میتونـــــــــیFast & Free Image Sharing

(حالا چی میشه ما هم یه خورده واسه خودمون پپسی باز کنیـــــــــــم) Fast & Free Image Sharing

نمی دونم چرااونهمه خوشحال بودماFast & Free Image Sharing   منی که هیچ موقع از کار کردن

خوشم نمی اومد اصلا نیازی هم نداشتم فقط به قول دیگران واسه سرگرمی

و سابقه کار واسه بعدا عالیه آخه ترم بعد درسم تموم میشه و حسابی تو خونه حوصله ام سر میره در واقع باید بگم دیوونه میشم از بیکاری

 البته تصمیم دارم واسه کارشناسی هم بخونمااااااا ....

اما می تونم تا اون موقع یه مدتی برم سر کار تا هم آشنایی بیشتری با محیط اطراف پیدا کنم وهم به قول داداشم خیلی خوبه آدم دستش تو جیب خودش باشه

البته من سر کارهم برم دستم تو جیب بابااااااسFast & Free Image Sharing

پولای خودم فقــــــــــط واسه پس اندازهههههههههه  Fast & Free Image Sharing

منتها اگه قبض گوشی بذارههههههههه ( یعنی بزرگترین مشکل منو داداشیم ) Fast & Free Image Sharing

بازم به قول خودش اگه اینجوری پیش بریم باید بعد از ساعت کاریه من دو تایی بریم سر خیابون گل بفروشیمFast & Free Image Sharing

همون روزی که قرار شد برم واسه آموزش و این حرفا به داداش مسعودم

این خبر خوب و دادم ... جریان کارمو میگم ، دل تو دلم نبود که زودتر بهش بگم

اما داداشیه مهربونم بدیمو نمیخواست کهههههههههههFast & Free Image Sharing

خیلی هم خوشحال شد و بهم تبریکم گفت

تازههههههه کلی هم بال عقاب بهم دااااااااد ( همون روحیه ) Fast & Free Image Sharing

الهی قربونش بررررررررررم که همیشه با حرفاش با کاراش با رفتارش

 حتی با کل کلاش  زندگیمو 180 درجه شایدم 360 درجه شایدم خیلی بیشترررررررر متحول میکنه آخه خیلی خوشحالم که رفتم سر کار

 خیــــــلی کارمو دوست دارم هر چند خیلی برام سخت شده

آخه یه پام دانشگاهـــه یه پام اداره مخصوصا الان که دیگه امتحانامم شروع شده

ولـــــــی با این حال کارمو دوست دارم ... خدا کنه زود خسته نشم

آخه به قول دوستم نسیم ، مهسای نازک نارنجی (البته یه نموره اغراق فرمودن) که تا 12 ظهر میخوابید

حالا باید ساعت 7 صبح بیدار شه و در طول روز شاید 2 ساعت کامل وقت استراحت نداشته باشه...راس میِِِِِِــــگه

اولاش فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه واسم ... ولی حالاااااا....

اشکال نداره ... اینجوری بیشتر قدر بابا و مامان رو می دونم

اونجا همکارای گل و عزیزی هم دارم که با هم مثل یه خانواده ایم 

 یه خانواده ی صمیمی  Fast & Free Image Sharing

راستی این چند روزم یه سرمای درست و حسابی خورده بودم که نگوووووو

صدام شده بود عین صدای جوجه خروووووووس

بازم به اصرار یا بهتره بگم به اجبار داداشیم رفتم دکـــــــتر

که ماشــــــــالله بزنم به تخته خودش یه پا دکیـــههههههههههههه

کلـــــــــــی راهنماییم کرد که چی بخو رو چی نخور

منم بدون هیچ اعتراضی اطاعت امر کردم تا بالاخره صدام خوب شــــــــد

تازههههههه منی که حاضر بودم جون به ازراییل بدم ولی آمپول نزنم

سه تا امپول هم زدددددددددم

حالام حالم بهتر شده ولی این سرفه ی لهنتــــــــی حالمو گرفتههههههه

 آخه دیر رفتم دکتر...بازم خدا خیر بده به مسعـــــود جونـــــــــــم که اگه اون

 نمی گفت عمـــــــــرا نمی رفتم

مرســــــــــی از راهنمایی و دلسوزی هـــــــات دکــــی جووووون خودددددم

شاید اگه داداشیم نبود حالا حالاها به فکر کارم نمی افتادم

و همچین تحول بزرگی تو زندگیم پیش نمی اومد

الان چند روزی هستش که شدم کارمند رسمی اون اداره

 و تو کارمم حسابی وارد شدم

 البته به لطف آقای سعیدی عزیز که یکی از بهترین همکارام بود

که به دلایلی از کارشون استعفا دادن و من جایگزین ایشون شدم

الانم که دیگه واسه خودم به قول بابایی خانوم مهندسی شدددددددمFast & Free Image Sharing

همیشه هم میگه مهندس بابااااا مربا بده باباااااا... کلی هم واسم کلاس میذارهههههههFast & Free Image Sharing  قربونش برم الهیییییییی ...

مامانی هم که بدتر از بابااااااا حالا قربون صدقه نرو کی برووووووFast & Free Image Sharing

مامان بزرگ و بابابزرگ نازمم که خیلـــــــــــــی باهاشون جورم هر روز

با کلی دعای خیر بدرقه ام میکنن ...آجی ها رو هم که دیگه نگوووووووFast & Free Image Sharing

 تازه محمدرسول گلــــــم

 ( داداش عزیزم یعنی در حقیقت عشق پریســـا شیطــــــون خودمــــــون )

هر موقع زنگ می زنه کلی سر به سرم میذاره که : خوب محل کارت و طی کشیدی؟؟؟ مهسا جون آبجی یه چای بردار بیار بخوریم...

منم یه جوابایی بهش میدم دندون شکـــــــــن

ولی کسی که بیشتر از همه امیدوارم میکنه و قشنگترین لحظه ها رو برام

می سازه داداش مسعــــــود مهربونمه که حتی اگه در سخت ترین

 شرایط  باشم با یه اس ام اسش اینقدر شاد میشم که

هیچ چیزی نمی تونه به این اندازه خوشحالم کنه

داداشــــــــی ممنون که همیشه به فکرمی و واسم نگرانی قربونت برم

خلاصه فهــــلا شدیم سوژه ی فامیـــــل ( یه جورایی میشه گفت عزیز دردونه )Fast & Free Image Sharing  چه شووووووووووووووود

تو دانشگاه هم هنوز پامو از در ورودی نذاشته بودم داخل

 که برو بچس ریختن سرررررم

که چیییییییییی؟؟؟ ما شیرینی می خوایـــــــــــــم!!!

اینجا بود که یه جورایی به خودم شک کردم !!! !!!

گفتم نکنه عروس شدم و خبر نداررررررم

گوشام شده بود شبیه علامت سوال؟؟؟که یهو یکیشون که معمولا

 آنا سیریش Fast & Free Image Sharing  صداش میکنیم وبه تازگی فهمیدم  آبجیه یکی از همکارام هستش فریاد زد : نامرررررررد میری سر کار اصلا به روی خودتم نمیاری دیگههههههههههههه ... ترسیدی پولاتو بکشیم بالااااااااا؟؟؟

ما شیرینی میخوایـــــــــــــــم

گفتم : بابااااااا رفتم سر کااااااار ، اورست و فتح نکردم کههههههه

میبینید ترو خدااا همه دوست و رفیق دارن ما هم داریم ... عنـــده فرهنـــگن

بازم خدا خیر بده به نسیم گلم(رفیق فابریکمه هااااااا) که قربونش برم

همیشه د رلحظات حساس به دادم می رسه

پسرای کلاسم یه جوری نگاه میکردن که انگار با نابغه ی قرن روبرو شدن

البته قبلا هم کمتر از این نبوداااااااااا ولی الان یه مدل دیگه اش بووووود

آخه نه که همشون بیکاره ان بنده خداهااااااا و  در طول روز

 یا محوطه ی دانشگاه رو متر می کنن یا هر جای دیگه ای که دختر باشه

احتمالا واسه همین به نظرشون شاغل شدن جالب بود

آخه روز قبل یکیشون منو تو محل کارم دید و کلــــــی ذوقیــــد

بعد از کلی حال و احوال و اراجیف بافی ...در مورد کاری که داشت

سوالاتی پرسید هر چند زیاد از پسرجماعت خوشم نمیاد

(پسرای خوف به خودشون نگیررررررناااااا منظورم اون بد بداشون بوووووود)

مخصوصا پسرای کلاسمون ولی راهنمایی های لازم رو بهش کردم

 که کارش زود راه بیفته آخه این یکی خیلی مظلومتر از بقیه بود

واسه همین گاهی اوقات جواب سلامشو میدادم

 حالا هم مثل اینکه گزارشات کامل روبه بقیه داده بود

کار من جوریه که گذر هر کسی به اونجا می افته و

خوب میدونم با  بد خواه مدخواها چیکار کنم(شوخی بودااااا)

تازهــــــــــــــــــه چند تا از استـــــادامـــــــونم اومــــــــدن

کلـــی تحویلوندنمـــــــــون ومنم پیش خودم گفتم زود کارشونو راه بندازم که

  از پاس کردن این دو تا درس خیالم راحت شه

خیلی اتفاقای با حال تو محل کارم هم میفته که دوست دارم واستون بتهــــریفم

ولی نمیشه همه رو گفت کهههههههه همینا رو هم بخونید جای شکرش باقیه

نمی دونم  چرا با اینکه خدا رو شکر چیزی تو زندگیم کم ندارم

ولی با این حال گاهی اوقات نگرانمFast & Free Image Sharing

از یه چیزایی ناراحتم که خودمم نمیدونم واسه چیه؟؟؟

چیزایی که بیش از اونی که فکر کنید اعصابمو بهم میریزه

دیوونم میکنه .... از زندگی خسته ام میکنه .... خیلی بده ...خیلــــــــــیFast & Free Image Sharing

دوستای نازم ترو خدا برام دعا کنید که دیگه این احساسا رو نداشته باشم

آخه دردیه که به هیچکس نمیتونم بگم جز خدای خودم Fast & Free Image Sharing

خیلی واسم سخته مقالبه کردن باهاش

برام دعا کنیداااااا منم دعا میکنم همتون به هر آرزوی بزرگی که دارید برسیدFast & Free Image Sharing

و همیـــــــشه زندگیتون بر وفق مرادتون بگذره گــــــــلای مـــــــنFast & Free Image Sharing

خـــــدای مهربونـــــــم بخاطـــــــر همــــــــه چیــــــــز ازت ممنــــــونــــــــــم

بخاطـــــــر همــــــــه ی داده ها و نداده هــــــــات

بخاطــــــــــــر روزهای طـــــــــــلایی تقویــــــم زندگیـــــــــم

خیـــــــــلی خوبــــــی خیـــــــــلی دوســــــت دارررررررررررررررم

و در یک جمله : خدا جوووووووون خیــــــــلی مخلصیـــــــــمااااااااااااFast & Free Image Sharing

بابا و مامان مهربونمو که فرشته های زندگیه من هستن وبیش از توانشون

واسم زحمت میکشن رو همیشه در پناه خودت صحیح و سالم واسم نگه دار Fast & Free Image Sharing

امیدورام خدا فرصت جبران زحماتشونو بهم بده ...

خدایا خودت میدونی آجی هام و داداشیمو بیشتر از جونم میخوام

امیدوارم همیشه زیر سایه ی حق خوش و خرم باشن

و به آرزوهای دل قشنگشون هم برسنFast & Free Image Sharing

خدا خودش میدونه داداش مسعــــودم همـــــه هستــــــی منـــــــهFast & Free Image Sharing

خدا می دونه که چقدر  باعث امیدواریمــــــه

خدا می دونه که چقدر دوسش داررررررررررررررررررررم

دوسش دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

دوسش دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویردوسش دارمسایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 

اگه تو یکی ازپستهام از اون ننویسم آپم آپ نمیشهههههههههه

از خدا میخوام که همیشه هواشو داشته باشه و تنهاش نذارهFast & Free Image Sharing

هیچ موقع تو پستی و بلندی های زندگی دست داداشیه نازمو رها نکنهFast & Free Image Sharing

همیشه هم واسم نگهش دارهههههههههههFast & Free Image Sharing

و همینطور واسه خانواده ی عزیز و دوست داشتنیش

که به اندازه ی خانواده ی خودم دوسشون دارمFast & Free Image Sharing

خوب بازم زیـــــــــاد حرفیــــــــــدم ... ببشخیــــــــــدFast & Free Image Sharing

بازم لطف کنید ، سیو کنید و تو یه فرصت مناسب بخونید

مرســـــــــــــــــــــــی

Fast & Free Image Sharing   

این شما و اینم ادامه ی داستان Fast & Free Image Sharing

 

عشق برفیFast & Free Image Sharing

 

 

 

در این مدت من دائما خودم را نکوهش میکردم که چرا با گفتار نسنجیده ام باعث انزوای نازنین شدم...چرخ روزگار چرخید ...کناره گرفتن نازنین از جمع بچه ها ی روستا موضوعی عجیب بود این موضوع حد اقل از اندیشه ی اهالی محله ی خودمان بیرون نمی رفت...ان سالها و حتی این سالها هم میتوان گفت ارتباط نزدیک اهالی یک روستا با هم چیز غیر متعارفی نبود و نیست چون روستاها بالاخص در دو دهه ی قبل هنوز از بافتی خانوادگی برخوردار بودند و اهالی یک روستا مخصوصا اهالی محله ای از یک روستا با هم مثل اعضای یک خانواده رفتار میکردند . دردسرتان ندهم نازنین رفت که رفت و دیگر کسی ندید او در جمع اهالی آفتابی شود...دخترک سرش به کار خودش گرم بود و من هم مثل بقیه میدانستم که او محکم و استوار به درس چسبیده و حتی قصد دیپلم گرفتن هم دارد من دیپلمم را گرفتم و رفتم تربیت معلم . ان ایام مراکز تربیت معلم هم از میان دیپلمه ها امتحان میگرفت و افرادی را به عنوان دانشجوی دبیری جذب میکرد که پس از دو سال آموزش آنها را به عنوان معلم به مدارس می فرستاد بدین ترتیب من قدم در راه معلمی گذاشتم و بدون اینکه برای زندگیم به دختر دیگری به جز نازنین فکر کنم اصلا قید ازدواج را زدم گمان من این بود که نازنین را برای همیشه از دست داده ام و راستش مطمئن بودم تا یاد او را در اندیشه دارم نمی توانم به دختر دیگری فکر کنم اتمام دوره ی من در مرکز تربیت معلم با ورود و قبولی نازنین به این رشته و حرفه همزمان شد .این واقعه مرا بیش از پیش شاد و در عین حال مغموم ساخت چرا که میدیدم او هم همپای من تلاش میکند و می توانیم شریک زندگیه خوبی برای هم باشیم اما افسوس می خوردم که چرا با یک حرف نابجا او را چنان آزرده ام که حتی نمی توانم با او سلام و علیک معمولی دو هم محلی را داشته باشم چرخ روزگار همچنان میچرخید و من همچنان در غم جدایی از نازنین روزگارم را میگذراندم معلم شده بودم و دور از شهر و روستا در منطقه ای دور افتاده خدمت میکردم اما دلم پیش نازنین بود خانواده ام نیز خوب میدانستند اما خبر نداشتند که من با اقدام خود سرانه ام در خاستگاری نا بجا از نازنین راه هر گونه تعاملی را با او بسته ام مخمصه ای بود عجیب نمی دانستم چه کنم سن و سال جوانی ام داشت میگذشت از نازنین هم بی خبر نبودم میدانستم او هم مجرد مانده و در شهری که تدریس میکند به تنهایی روزگار میگذراند گره ی کار خودم را میدانستم اما نمی دانستم چرا او تن به ازدواج نداده است تا اینکه در مدرسه ی محل کارم دوست خوبی پیدا کردم که کار مشاوره انجام میداد به فکرم افتاد که موضوع  را با او مطرح کنم .اتفاقا نتیجه هم گرفتم...چرا که او خیلی صریح گفت باید باهاش حرف بزنی اگرم خجالت میکشی مادر و خواهرت رو بفرست رسما خاستگاری هر چه زودتر از تردید بیای بیرون بهتره ...راه حل او پیشتر به اندیشه ام رسیده بود اما جرات نکرده بودم عملی اش کنم اما انگار راه حل ارائه شده توسط آقای مشاور حکم صریحی بود که خودم را مکلف می دانستم به ان عمل کنم آخر هفته ای بود که امدم روستا ... قصه را برای مادر و خواهرانم گفتم و قرار شد انها به سرعت دست به کار شوند و ...

در طول دوازده روز من" بلـــــــــه "را از نازنین گرفتم به همین راحتی !!! واولین سوالی که پس از محرم شدن به هم از او پرسیدم این بود که چرا ماجرا را تا الان کش داد؟! میدانید نازنین چه گفت؟؟؟!!!پاسخ نازنین بیشتر آتشم زد ...

او در حالی که تلاش میکرد اشک و بغض وجودش را پنهان نگه دارد زمزمه کرد :  (( اونروز وقتی وسط برف بازی اون حرف رو به من گفتی با خودم فکر کردم حتما اونقدر بزرگ شدم که کسی ازم خاستگاری کنه به همین خاطر بود که با دنیای کودکی ها و همبازیهایم خداحافظی کردم و رفتم تلاش کردم که بشم یه زن خوب برایه زندگی نمی دونستم تو یازده سال هم اینطوری اسیرم میکنی ... )) و خندید و قطره های اشک نشست گوشه ی چشمهای هر دو نفرمان و چقدر حرف ناگفته داشتیم که برای هم بگوییم و چه عروس و دامادی شده بودیم برای همه ...قصه ی لیلی و مجنون شده بودیم...عقد و عروسیمان به سرعت صورت گرفت و رفتیم به سراغ زندگیه مشترک . نازنین به شهر محل کار من منتقل شد و زندگیه شیرینمان پا گرفت که شیرین تر از عسل بود چشم که بر هم زدیم بچه ی اول و دوم و سوم هم در دامانمان نشستند و بزرگ شدند بچه ی اولمان مژده می خواست برود دبیرستان... نازنین معتقد بود باید او را بگذاریم دبیرستان کار و دانش اما من مایل بودم او به رشته ای برود که اخرش طبابت باشد این اختلاف نظر میان من و نازنین به جایی رسید که او قهر کرد و رفت خانه ی برادرش من هم که اینگونه دیدم پیغام فرستادم حالا که رفته ای برو اما اگر خواستی برگردی حتما باید با بزرگترت بیای که قبولت کنم !!! این پیغام من که همه ی گذشته ی شیرینمان را فراموش کرده و در زیر چرخ زندگی گم شده بودم آتش اختلاف میان من و نازنین را شعله ورتر کرد و جدایی من و او حدود سه ماه و نیم طول کشید هر چه روزگار بیشتر میگذشت لجاجت منو نازنین هم بیشتر میشد به حدی که هر دو به فکر طلاق افتادیم و به فکر مقدمات کار بودیم اما...

******

صدای نازنین را که از آن سوی خط شنیدم که سلام میکرد می خواستم تلفن را قطع کنم اما وقتی او با لحن قشنگ و دخترانه ای گفت : " آرش بیا بریم برف بازی "!!!دوباره روزهای شیرین نوجوانی هایم پس از گذشت نزدیک به 30 سال در برابر نگاهم روشن شد و پس از آنکه یک دنیا گریه کردم به خودم نحیب زدم : آرش یادت رفت که پس از آن روز برفی یازده سال هم بخاطر تو صبر کرد بدون اینکه کلامی به زبان بیاورد...

******

رفتم حمام به سرو وضع به هم ریخته ام سرو سامانی دادم بچه ها را هم که بهت زده بودند فرستادم حمام و همگی راه افتادیم به طرف خانه ی برادر نازنین ....سر راه جعبه ای شیرینی و دسته ای گل هم گرفتیم و ...

******

آن واقعه ی تلخ انگار روزگار جوانی مارا دوباره زنده کرد انگار منو نازنین برگشتیم به همان سالهای جوانی  انگار عشق جوانی باز به سرمان افتاد .....

******

حالا ما میمیریم برای هم و خدا را شکر میکنیم که با تمسک جستن به روزگار جوانی و خاطر خواهیمان توانستیم کشتی طوفان زده ی زندگیمان را به ساحل موفقیت هدایت کنیم...

******

همه ی آنهایی که این روزهای گرم زندگی ما را میبینند با شوخی می گویند :

نمی دانستیم عشق برفی اینهمه قدمت دارد !

 

Fast & Free Image Sharing   

 

خووووب اینم از داستان عشق آرش و نازنین

امیـــــــــدوارم خوشتـــــــــون اومـــده باشـــــــــــــه

 و همیـــــــــــشه تابلــــــــوی زیبـــــــای عشـــــــــــــق

 بر سردر خـــــــونه ی قلـــــب مهربونتــــــون نصب باشــــه

دیگه احتمالا طبق معمول به این زودی ها هم نمیتونم بیامFast & Free Image Sharing

شرمنـــده اگه دیر به دیر بهتون سر میزنم دوستای خوبــــــــم

آخه نمی تونم همیشه بیام ... مرسی از گلایی که درکم میکنن

راستـــــــــــی عیــــد سعیـــد قــــــربان رو هم به همتــــــون

میتبریکـــــــم ، و امیـــــدوارم شب یلــــدای امسال یکی از

 قشنگترین و پر خاطره ترین شبای زندگیتون باشه گلای من

منتـــظر داستــــان قشنـــــگ داداشیـــــم باشیــــــد...

با بهترین آرزوها واسه شما دوستای ناززززززززم

کوچه پس کوچه های دلتــان خالــــی مبـــــــاد

شـــــاد شــــــــاد شــــــــــــاد باشیــد

دوستـــــــــون دارررررررم

یــــــــا حـــــــــق

بوس  

 توسط : خانــــــــــوم مهنــــــــــــدسFast & Free Image Sharing   Fast & Free Image Sharing

 

فهـــــــــلا باباااااااای گــــــــــلااااااااا Fast & Free Image Sharing

  


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در یکشنبه دوم دی 1386 ساعت 21:31 موضوع | لينک ثابت


ღعشق برفیღ

 Fast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing

ســـــــــلام دوستــــــای خوشملــــــــــم Fast & Free Image Sharing

همگی خوفـــــــــین عسیسای من؟؟؟Fast & Free Image Sharing

ممنون بایت کامنتای خیلـــــــــی قشنگتـــون واقعــا به ما لطف داریدFast & Free Image Sharing

خیلــــــــی دلم واستون تنگیده

ولی متاسفانه زیاد نمی تونم بیام و بهتون سر بزنمFast & Free Image Sharing

شرمـــــــــــــنده گـــــــــــلای Fast & Free Image Sharing  من خودتون می دونید دیــــــــــگه.... Fast & Free Image Sharing

درس و دانشگاه و گاهی وقتا هم مشکـــــــلات دیگهFast & Free Image Sharing

همه ی زحمت وبلاگ هم رو دوش داداشیه نازمه که واقعا شرمندشمFast & Free Image Sharing

آخه اونم مشکلات خودشو داره...اونم مثل خودم دانشجوئه ولی با این حال

قربونش برم وبلاگ رو به حال خودش رها نمیکنه

منم که فقط یه پست مطلب گذاشتم تو وبلاگ ، اونـــــــم پست اولFast & Free Image Sharing

عجـــب شاهکــــاری،واقعــــا خستـــــــه نباشید میگم به خودمFast & Free Image Sharing

خواهش میکنم بچه ها تشویق نکنیدFast & Free Image Sharing  تشکر لازم نیست شرمنده نفرماییدFast & Free Image Sharing

بــــــابـــــــا رو رو برم ( رو که نیست ، سنگ پای قزوینــــــــه ) Fast & Free Image Sharing

اما ایندفعه دیگه داداش مسعودم حسابی ازم شاکی شده بودFast & Free Image Sharing

گفت تا تو آپ نکنی دیگه آپ نمیکنـــــــــمFast & Free Image Sharing

منم که نفسم بنده به داداشیمو عمرا رو حرفش بحرفم...گفتم چشــــــــــــــــمFast & Free Image Sharing

همینجاهم بخاطر تمام زحماتش بخاطرهمه ی خوبی هاش ، مهربونیهاش

قلب پاکش ،وجود با ارزشش که همیشه باعث امیـــــدواریه منــــــه

ازش تشکــــــــــر میکنـــــــــــم ...

Fast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing

 

Fast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing   داداشـــــی تکـــــی بخـــــــــــداFast & Free Image Sharing

دوستت دارررررررررمFast & Free Image Sharing

 Fast & Free Image Sharing

 Fast & Free Image Sharing

 

داستان داداشیم که حرف نداشت الهی قربونش برم....

کلی تجربه کسبیدم ...نتیجه گرفتم که آدم هیچ موقع نباید

عاشق بچه ی برادر شوهر خاله جونش بشه

مخصـــــوصــــا اگه طرف اسمش وحید باشهFast & Free Image Sharing

شوخی کــــــردم بابااااااااا ... جدی نگیریـــــــــد؟؟؟!!!Fast & Free Image Sharing

حالا از شوخی گذشته ، امیدوارم هیچ وقت تو همچین موقعیت بدی قرار نگیرید

خیلی سخته آدم بخواد بین خانوادش و عشقش یکی رو انتخاب کنهFast & Free Image Sharing

ولی اگه من جای اون دخترخانوم بودم حتی نمی تونستم

تصورشو کنم که اینجوری با خانوادم برخورد کنم

شاید راه بهتری هم باشه واسه رسیدن ، اما محاله پدرو مادرم و از خودم برنجونم

کار درستی نکرد نتیجه اش رو هم دید

شاید باید بیشتر فکر میکرد و با دیدن زندگیه دیگران ریسک نمیکرد

امیدوارم پدرو مادرا یه خورده بیشتر بتونن جووناشون و درک کنن

و همچنین امیدوارم همه ی عاشقا به هم برسن بدون هیچ موانعیFast & Free Image Sharing

خوووووووووب حالا نوبتی هم باشه نوبت داستان منـــــــهFast & Free Image Sharing

دوست داشتم یکی از داستانایی که نویسندشون

آبجی مهشاد خودمه بذارم تو وبلاگ، اما متاسفانه

آجی کوچولوم به دلیل حجم زیاد درساش نتونست داستانش و کامل کنهFast & Free Image Sharing

آخه من خودم شخصا عاشق داستاناشم...یعنی در حقیقت عاشق کتابای رمانم

داستانای مهشادم شبیه داستانای رمانه ، اما کوتاه و جذاب

پس انشالله باشه واسه بعد.........

ببخشید بچه ها آپم طولانی شد... میتونید سیو کنید تو یه فرصت مناسب بخونید

 Fast & Free Image Sharing

این شما و اینم اولین قسمت داستان Fast & Free Image Sharing

" عشق برفی"Fast & Free Image Sharing

 

گوشی را که برداشتم صدای بغض آلود نازنین را شنیدم خواستم گوشی را بگذارم روی تلفن اما او همین که سلام کرد با لحنی قشنگ و دخترانه گفت : آرش بیا بریم برف بازی ! این عبارت او جرقه ای بود بر بغض من ، گوشی را گذاشتم و نشستم به گریه ، خودم هم نفهمیدم چقدر گریه کردم فقط میدانم وقتی اشکهایم تمام شد حس کردم دیگر از دست نازنین عصبانی نیستم خودم را همان پسر پر شرو شور چند سال قبل دیدم و نازنین را هم همان دختری که ...

******

خیلی ها می مردند برای نازنین ، یک نازنین بود و یک محله . پسرهای محله از هم سبقت میگرفتند برای دیدن او ، اصلا نازنین حلقه ی انس اهالی محله بود . دبستانمان که تمام شد هر کسی شغلی دست و پا کرد فقط تعداد کمی از بچه ها درس را ادامه دادند چون روستای ما مدرسه  ی راهنمایی نداشت و فقط روستای بالاتر یک مدرسه ی شبانه روزی داشت که دخترها میتوانستند در آنجا درس بخوانند و ما پسرها جایی در آن مدرسه نداشتیم .اینگونه که شد منو دو نفر از پسرها به شهر رفتیم برای ادامه تحصیل و دو سال بعد هم نازنین که دبستان را تمام کرد به همان مدرسه ی شبانه روزی رفت و توانست تا سیکل بخواند . با این همه نازنین هنوز هم محبوب همه بود و پسرها که مجبور بودند کم کم از دخترها فاصله بگیرند نمی توانستند مهر او را از دلشان بیرون کنند . این حرف دل ما نبود بلکه همه ی آبادی چنین اعتقادی داشتند گهگاه تعطیلاتی که پیش می آمد همه ی بچه های روستا بر می گشتند و دوباره ایام دور هم نشینی ها و گپهای دوستانه پا میگرفت و برای من و بقیه ی پسرها این فرصت مناسبی بود که نازنین را سیر ببینیم . روز و روزگار میگذشت... من دبیرستانی شده بودم و در شهر به درسم ادامه میدادم ...نازنین هم سال آخر دوره ی راهنمایی را میگذراند . زمستان از راه رسیده بود و برف سنگینی را برای روستای ما از آسمان هدیه آورده بود ، تعطیلاتی پشت سر هم پیش آمد و باز فرصتی فراهم شد که برگردیم به روستا ، در آن شرایط جوی مسافرت از شهر به روستای ما بسیار سخت صورت میگرفت اما من به هر طریقی که بود فاصله ی یک ساعته شهر تا روستا را با مینی بوس لکنته ای سه ساعت و نیمه امدم که ... از خدا که پنهان نبود از شما هم پنهان نباشد ، آمدم که باز نازنین را ببینم رسیدنم به روستا همان و دور هم جمع شدنها همان و باز هم با بچه ها دور هم جمع بودیم ... دشت پشتی روستا که به کوههای بلند می رسید جان میداد برای برف بازی این خبر به اکثر اهالی رسید وعصر جمعه ای همگی سرازیر شدیم به سوی دشت... کوچک و بزرگ روستا امده بودند و خیلی ها مثل من فقط می خواستند نازنین را با برف هدف بگیرند این را با شروع برف بازی همه دیدند ...چرا که یک نازنین بود و دهها گلوله ی برفی که به طرفش میرفت !!! گلوله های برف که می رفت طرف نازنین دل من می لرزید خدا خدا میکردم گلوله های برفی به صورتش نخورد دلم نمی امد او اسیب ببیند انگار او را سهم خود می دانستم گلوله های برفی را هم طوری میزدم که به پاهایش بخورد گرماگرم برف بازی بودم که ناگهان ...نازنین در دو قدمیم بود و گلوله ای برف در دستش ، تا امدم به خودم بجنبم او گلوله ی برفی اش را طوری کوبید تو ی صورتم که درد تا مغز جانم پیچید نمی دانم که چه شد که به فکرم افتاد خودم را بزنم به شیطنت افتادم روی زمین و تصنعی دست و پا زدم اما زیر چشمی مواظب بودم که ببینم نازنین چه میکند لحظاتی گذشت و او به هوای اینکه همه چیز معمولی است اعتنایی نکرد اما وقتی دید افتاده ام و بلند نمی شوم خودش را رساند کنارم و در میان شلوغی برف بازی بقیه کنارم زانو زد و آستین کاپشنم را کشید و دلجویانه پرسید: آرش... طوریت شد ...؟! عمدا سکوت کردم و خودم را زدم به مردن ! او هم پشت سر هم صدایم میکرد و لحن کلامش طوری شد که آشکارا نشان میداد مضطرب است لحظاتی گذشت لحن نازنین به گونه ای شد که معلوم بود از بابت بی حرکتی من حسابی ترسیده است حس کردم لحظه ای که باید ضربه را بزنم فرا رسیده است  بعد از چند بار که تکانم داد یکدفعه چشم باز کردم و با لحنی بیمار گونه و به آرامی گفتم: پا میشم به شرطی که یه قولی بهم بدی!

نازنین که در خوف و رجاء بود و نمی دانست من عیبی کرده ام یا نه با شک و تردید پرسید حالا طوریت شده؟؟؟ ، دوباره خودم را زدم به بیهوشی نازنین بلند تر صدایم کرد و ملتمسانه گفت : باشه پاشو ببینم چه قولی میخوای بهت بدم؟؟؟همان طوری که افتاده بودم زمزمه کردم : قول بده که ...چشمهایم را بستم خجالت میکشیدم نازنین را نگاه کنم ... نازنین بی توجه به هیاهوی برف بازی بچه ها گفت : حالا چرا حرف نمیزنی؟! آب دهانم را به سختی قورت دادم و از ته دل گفتم : می خوام به من قول بدی که فقط ... نمی توانستم حرف اصلی را بزنم نازنین که دید ساکت شدم اینبار معترضانه گفت : برو بابا تو هم بازی در اوردی!!!و برخاست که برود گوشه ی پالتویش را گرفتم و نشاندمش روی زمین و باز هم با چشمهای بسته گفتم : می خوام فقط مال من باشی!!!!!!!

و زیر چشمی نگاهش کردم ... سرخی شرم را دیدم که دوید به چهره ی نازنین و ناگهان از جا بلند شد و بدون توجه به گلوله های برفی که خورده بود و هنوز هم داشت به طرفش می بارید راهش را کج کرد به طرف روستا ، ماندم حیران که چه شد و او چرا رفت !! افتادم به سرزنش کردن خودم ، خدا خدا میکردم نازنین نرنجیده باشد ، رفتن او را به تماشا نشستم و بقیه ی بچه ها که این صحنه را میدیدند آمدند طرفم و سرزنش بار علت رفتن نازنین را پرسیدند و من هم خودم را زدم به بی خبری و خودم را مظلوم نشان دادم که : « گلوله ی برفی او به صورتم خورد و بعد هم که او عذر خواهی کرد ...من نمی دانم چرا رفت » بچه ها بی خیال من شدند و برف بازی از سر گرفته شد ، فقط تک و توکی از بچه ها که انها هم مثل من در اندیشه ی نازنین بودند پکر نشان میدادند آن روز گذشت و روزهای بعدی هم امدند و رفتند و دیگر کسی نازنین را در جمع بچه ها ندید ...

Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing   

خووووووب ادامه ی داستانمون هم میمونه واسه آپ بعـــــــدی

امیــــــدوارم تا اینجاشو خوشتـــــــــون اومده باشـــــــه

حالا اگه واقعـــــا داستان و خوندیــــدن و فهمیدیــــــن چی شـــــــد

 در موردش نظر بدید تا من باورم شه کامل خوندیـــــــنFast & Free Image Sharing

داشتــــــــین سیاستــــــــــــــو؟؟!!

به قـــول داداش مسعـودم Fast & Free Image Sharing  سیاستـم سیاسـت جرج بوشــــه

دیگه زیادی حرفیدم با بهتریـــــــن آرزوها واسه شما دوستای گلــــــم

کـــــــوچه پس کــــــــوچه های دلتـــان خالــــی مبــــاد

شــــاد شـــــــــاد شـــــــــــــــــــاد باشیـــد

دوستـــــــون دارررررررم

یــــا حـــــق

 

راستـــــــــــــی : توسط مهســــــــا آخه بعضی ها دور می گیرن

 

Fast & Free Image Sharing  فهـــــــلا باباااااایFast & Free Image Sharing

                       


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 20:41 موضوع | لينک ثابت


ادامه داستان هفته قبل

Fast & Free Image Sharing

ادامه داستان هفته قبل

-----------------------

چه کسی مقصر است؟

داستان پرتلاطم من شروع شد.خاله مینا اولین کسی بود که این ماجرا را فهمید وچقدر نگران شد.اشک در چشمهایش جمع شد بود.یادش افتاده بود که خانواده چه طور او را تنبیه کرده بودند ودر تمام آن سالها مخفیانه خواهر ومادرش را می دید.به من گفت:

آیا میتوانی وحید را فراموش کنی؟اگر این کار شدنی است.انجامش بده.راه سختی در پیش داری واین خانواده تو را برای همیشه طرد می کنند....

اما دیگر برای این حرفا دیر شده بود.وحید را برای ازدواج انتخاب کرده بودم.فکر می کردم می توانم مثل خاله مینا هر تنبیهی را قبول کنم.برای همین به وحید گفتم بیاید خواستگاری ام.مادرم خیلی نگران بود اما من خودم رابرای یک ماجرای پردردسر آماده کرده بودم.بالاخره داستان من و وحید برملا شدوپدرم نمی دانیدچه غوغای به پا کرد.پدربزرگم آنقدر خشمگین بود که حتی حاضر بود مرا بکشد.....

اما من پایم را توی یک کفش کردم وگفتم یا وحید ویا هیچ کس دیگر تمام دلخوشی ام این بود که خاله مینا که سالها قبل این کار را کرده هنوز عاشقانه شوهرش را دوست داشت ومثل دو تا عاشق ومعشوق با هم زندگی می کنند.برای همین فکر می کردم اگر جلوی همه این حرف وحدیثها بایستم.سعادتم تضمین شده است.....

 جنگ تمام عیار شروع شد.پافشاری ها ادامه داشت.بالاخره باهر بدبختی که بود پدرم آمد توی محضر ومن رسما به عقد وحید در آمدم.پدرم از همان شب اجازه نداد من به خانه برگردم.درواقع از خانه بیرونم کردند.با چشم گریان رفتیم خانه خاله مینا.تاصبح او هم پابه پای من اشک ریخت...

خانواده وحید کمک کردند تا اقدامات اولیه زندگی ما فراهم شود.همه فامیل ما این وصلت را زیر سر خاله مینا می دانستند.ودیگر هیچ امیدی به بخشش او نبود واو می دانست که تا مرگ نمی تواند بادل سیر خانواده اش را ببیند.مدام از من می خواست که تجدید نظر کنم.بروم پای پدرم را ببوسم.و....اما من نمی خواستم جلو هیچ کس خم شوم.

زندگی من ووحید ظاهرا خیلی عاشقانه ورمانتیک شروع شد.داستانهای مخالفت های خانواده ها چاشنی این داستان ما شده بود. یک سال که از ازدواجمان گذشت تازه اختلاف نظرها نمود پیدا کرد.

آنقدر قبل از ازدواج به مخالفت های خانواده ها فکر کرده بودیم که یادمان رفته بود به خودمان ومشترکات و اختلافاتمان فکر کنیم.اما بعد از یک سال یک دفعه خودمان را روبه روی هم دیدیم.زمین تا آسمان با هم فرق داشتیم.سرهر موضوع کوچکی اختلاف نظر وسلیقه پیدا می کردیم.کم کم این اختلافات تبدیل به بگو مگوهای شدید شد.من انتظار داشتم وحید قدر از جان گذشتگی من را بداند واو هرگز اهمیتی به این کار نمی داد.این بگو مگوها بالا گرفت طوری که من قهر کردم وبه خانه خاله مینا آمدم.روی این را نداشتم که به خانواده ام بگویم که چه اشتباهی کرده ام.مدام از خاله می پرسیدم که چه طور  توانست بدون خانواده زندگی کند واو برایم توضیح می داد که اوقبل از ازدواج همه جوانب شخصیتی شوهرش را بررسی کرده بودو بعد به خاطرش با همه فامیل در افتاد.ولی من این فرصت را نداشتم.آنقدر دلواپس اختلافات خانوادگی بودم که به هیچ چیز دیگری فکر نمی کردم.زندگی من ووحید بعد از سه سال به جدایی ختم شد. همه خانواده به من یاد آوری کردند که این نوع ازدواج ها عاقبتش همین است چون جوان ترها به حرف بزرگترها گوش نمیدهند. غافل از این بودند که آنقدر مخالفت های آنها پررنگ بود

که من فرصت پیدا نکرده بودم که کمی هم به خودم ووحید فکر کنم وهمین شاید دلیل این مشکلات بود.....

حالا دختری 24 ساله هستم چهار ماه است از شوهرم جدا شده ام وهر وقت به داستان زندگی ام فکر می کنم نمی دانم چه کسی را مقصر اصلی بدانم.......

----------------------------------------------------------------------------------

این اولین داستان وبلاگ بود نمی دونم خوب بود یا بد بود واسه دانستن این مطلب احتیاج به نظرای شما داریم قربان شما مسعودJ J J J

Fast & Free Image Sharing

من مغرور نیستم باورکن خودمو نمیگما مال شعرهJ

----------------------------------------------------

من.من مغرورنیستم .نمیدونم توچرا اینجوری فکر میکنی

میگی مغرور شدی؟نه نه نه نه نه چرا اونا فکر میکنن که من من همش کینه وغرور دارم توقلبم نه همه شما رو دوست دارم قلبان من

اره مغرور نیستم وعادی راه میرم*من جواب سلام مردومه عادی رو میدم

تویی که میگی مهم نیست اصلا حرف زدن باش*چرا به دوستات گفتی بخدا حرف زدم باش

اونا منو نمیخوانو اسممو دوست دارن*اصلا مهم نیست واسش با چند نفری دوست باشم

فقط میخوان جلو دوستاشون بگن این مال منه*این که میبینید bf منه

من این دخترا(پسرا)رو میخوام واسه گذر وقت*واسه همینه مسعود خیلی اتونو دودره کرد

زندگی من وتو ببین شده نصف شب*به من زنگ نزن سه ونیم شب

من پادشام توسربازی جالبیش اینه نه*وقتی بمیرم پسرم میشه جانشین من

میگی مغرور شدی؟نه نه نه نه نه چرا اونا فکر میکنن که من من همش کینه وغرور دارم توقلبم نه همه شما رو دوست دارم قلبان من

اونا مسعود نمیخوان اصلا*با این وضعیت میخوای شماره بدم حتما

من این دخترا رو نمیخوام چون بستس لیستم*به من زنگ نزن چون که در دسترس نیستم

شماقیافمو دوست دارید چون ارضا میکنه*واسه همین مسعود پیرانتو امضا میکنه

این نوشته شما روسرجا میشونه دوستان*میخوای با من عکس بگیری بدی نشونه دوستات

چرا اصرار داری اونو با من دوست کنی*نمیخواد شمارمو واسش بلتوس کنی

انقدر اومدم بالا تا بلندیمو حس کنی*خودت خجالت میکشی که با من دوست بشی

میگی از من خوشکلتری میخوام بکنم خرابت*....... فقط سکوته جوابت

میگی مغرور شدی؟نه نه نه نه نه چرا اونا فکر میکنن که من من همش کینه وغرور دارم توقلبم نه همه شما رو دوست دارم قلبان من

ازدحام نفس گیر فریادهای متضاد من*اتحاد من اسیر توی مقتصاد غم

روشنایی نمیخوام تو غروب نشستم*شمع باشی تا ببینی من غرورو شکستم

تو ماشین نشستی واسم دست تکون میدی*وقتی پیاده ای منو با دست نشون میدی

باید حقیقتو بگم من از جعبه اسرار*شما با من دوست شدید ولی با جعل اسناد

من تو جهنمم ندارم امکان برگشت*ولی اون میخواد بزنم امضا رو برگش

توی زندگی من چهره شما نیست تو تصویر*به زودی میکنم این محیط زیست و تسخیر

انقدر بالایم توبغلم ستاره غلت خورد*دیگه نمیخوام بنویسم خدا دستمو قطع کن

میگی مغرور شدی؟نه نه نه نه نه چرا اونا فکر میکنن که من من همش کینه وغرور دارم توقلبم نه همه شما رو دوست دارم قلبان من

-----------------------------------------------------------------------------------------

بچه ها این موضوع داخلش اسمو خودمو گذاشتم نه فکر کنید واسه کسی نوشتم نه؟گفتم شاید اسمه کسی رو بذارم بهش بر بخوره اینو گفتم که سوتفاهم نشه.

 

 

Fast & Free Image Sharing

 

راست میگه عاشقش شدی شعرو میگما

---------------------------------------

میگی عاشم شدی خدا کنه*کی دلش میاد با توبد تا کنه

بس که اون چشمای تو مهربونه*کی دلش میاد تورو برنجونه

کی دلش میاد که تنهات بذاره*کی میتونه بگه دوستت نداره

توی این شبای بارونیو خیس*کی میتونه بگه دل تنگ تو نیست

بس که چشمای توپاک وروشنه*کی دلش میاد که ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی*باز داری حرفای شیرین میزنی

باز منو به اوج رویا میبری*تو که از تمام دنیا بهتری

معنی عاشقی رو خوب میدونی*میگی عاشقی رو حرفت میمونی

کی دلش میاد که تنهات بذاره*کی میتونه بگه دوستت نداره

توی این شبای بارونیو خیس*کی میتونه بگه دل تنگ تو نیست

بس که چشمای توپاک وروشنه*کی دلش میاد که ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی*باز داری حرفای شیرین میزنی

میگی هرجا که بری باحات میام*میگم هرجور که باشی تورو میخوام

واسه من که عاشم همین بسه*هرکی عاشقه به عشقش برسه

کی دلش میاد که تنهات بذاره*کی میتونه بگه دوستت نداره

توی این شبای بارونیو خیس*کی میتونه بگه دل تنگ تو نیست

بس که چشمای توپاک وروشنه*کی دلش میاد که ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی*باز داری حرفای شیرین میزنی

-------------------------------------------------------------------------

امون ازدست عا شقای امروزی

خداروشکر که من عاشق نیستم شما چطور بیننده عزیز

اینم یه شعرعاشقونه دیگه بودا

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 23:14 موضوع | لينک ثابت


سلام چطورین ما دوتاکه خیلی خوبیم؟باهم تصمیم گرفتیم داستان رمانتیک بذاریم امیدوارم خوشتون بیاد

 

Fast & Free Image Sharing

 

اولین داستان رمانتیک وبلاگ من ومهسا

-----------------------------------------

چه کسی مقصر هست؟

ازمدرسه که برگشتم.هول کرده وهیجان زده کیفم را انداختم گوشه اتاق ونشستم توی آشپرخانه.روبه مادرم کردم وگفتم:یک خانم ورزش داریم.می گوید خاله من است.اینقدر مرا بوسید وقربان صدقه ام رفت...نمی دانید چقدر زن مهربانی است.راستی مادر من خاله دارم؟یا ازاین خاله الکی هاست؟...

مادر داشت ظرف می شست که استکان ازدستش افتاد وخردشد.رنگش پریده بود.بی آنکه خرده های استکان را جمع کند دستم را گرفت وآورد بیرون آَشپزخانه.صدایش راآرام کردوگفت:

حالادرست بگو.اسمش چی بود؟

من که کمی هم ترسیده بودم گفتم:

بهم گفت من خاله مینات هستم.

رنگ مادرپرید.دستم راول کردو توی چشم هام زل زد.نمی دانستم داستان از چه قرار است.فقط ده سال داشتم.تاآن موقع اصلا نمی دانستم خاله ای به اسم مینا دارم.مادرم صدایش را پایین آورد وگفت:

الهی قربونت برم.اگه بابات آمد خانه.چیزی راجع به معلم ورزشتون نگو...اصلا با هیچکس در موردش حرف نزن.فردا هم باهات می آیم مدرسه ببینم این خانم معلم شما چطوربه خودش اجازه داده بگوید خاله توست...

پاک گیج شده بودم.نمی دانستم چرا مادرم این جوری رفتار می کند.دل تودلش نبود.مدام ظرفهااز دستش می افتاد.آخرهم غذاته گرفت و طعم سوختگی به خودش گرفته بود.امامن خیلی خوب متوجه شدم که نباید حرفی در مورد خانم معلمم بزنم.آن شب اضطراب غریبی مرا گرفته بود.مخصوصااین که مادرم از من خواسته بود به هیچکس حرفی نزنم.میترسم مباداپدرم از صورتم بفهمد که یک چیزی را مخفی کرده ام و....مادر خیلی زود شام را آوردومجبورم کردزود بخوابم.صبح فردا وقتی پدرم رفت سرکار.مادرشال وکلاه وهمراهم آمدمدرسه.توی راه هیچ حرف نمی زد واین موضوع من را بیشتر نگران می کرد. مدام فکر می کردم حتما مادرم می خواهد بیایدمدرسه وباخانوم ورزشمان دعوا کندکه چرا به دروغ گفته است خاله من است.خیلی از دوستهاوهمسایه ها را خاله صدا می زدم ومیدانستم هیچ کدام از آنها خاله واقعی من نیستند.اما نمی دانم چرا آن روز از این که خانم ورزشمان الکی گفته بود خاله من است نگران شده بودم. خلاصه رسیدیم مدرسه ومن رفتم سر کلاس.نمی دانستم توی دفتر چه خبر است ودارند چه می گویند.زنگ تفریح هم خانم ورزشمان را ندیدم.تمام روز او مانده بود توی دفتروعلیرغم روزهای قبل که می آمد توی حیاط وزنگ تفریح ها با بچه ها بازی می کرد.آن روز او را ندیدم.ظهرکه به خانه برگشتم.چشم های مادرم سرخ بودواصلا حالش خوب نبود.خواستم از او بپرسم که آیابالاخره خانم ورزش ما را دیده یانه؟اما جرات نکردم.رفتم توی اتاق وبیرون نیامدم.مادرباز آمد سراغم وقسمم داد که به هیچ کس نگویم که همراهم امروز آمده مدرسه که خانوم ورزشمان را ببیند....خلاصه این داستان داشت برایم مرموزتر می شد.روزهای بعدکه به مدرسه می رفتم.دلواپس بودم که مبادا خانم ورزشمان را دوباره ببینم.اما بالاخره زنگ ورزش شدوآمد سر کلاسمان.نگاهی به همه بچه ها انداخت وچشمش به من که افتاد.لبخند تلخی زد وهیچ نگفت.تمام مدت که داشتیم توی حیاط ورزش می کردیم چشم از من برنمیداشت وسنگینی نگاهش مرااذیت می کرد واز این که نمی توانستم با هیچ کس حرف بزنم.حالم بدتروبدتر می شد.آن روز وقتی به خانه آمدم تب کردم.یک تب شدید که چند روزی به مدرسه نرفتم.دکترها میگفتند هیچ جای بدن من عفونت نداره وعجیب بود که چرا بدن من تب می کرد.بعد از این که حالم بهتر شدتا چند روز که رفتم مدرسه باز تب کردم.دیگر دکترم یقین پیدا کرده بودکه این ماجرا یک علت دیگری دارد وتنها دلیلش یک بیماری ساده نیست.آنقدر این حال من ادامه پیدا کرد تا بالاخره متوجه شدند.راز خانم معلم ورزش آنقدر برایم سنگین است که توان نگه داشنش را ندارم وبه همین علت حالم بد شده.دکتر از مادرم خواست در این مورد خیلی صریح وواضح با من صحبت کند.برای مادرم سخت بودولی بالاخره یک روزبهم گفت که واقعیت چه بوده...وقتی دو وسه ساله بودم خاله مینا با عمو حسین نامزد می کنند.این وصلتی بوده که همه فامیل به آن رضایت داشتند.هم خانواده پدرم و هم خانواده مادرم از وصلت اولی(پدرومادرم) که بین این دو خانواده انجام شده بود.رضایت کامل را داشتند برای همین ترجیح می دادند وصلت دومی هم داشته باشند.بعد از این که شش ماه از نامزدی میگذرد خاله ام نامزدی اش را با عمو حسینم به هم می زند.این خبر آنقدرناراحت کنند بوده که همه خانواده او راتقیح می کنند!امااو سر حرفش می ایستد وحلقه عمویم را پس میدهم ومی گوید اول وآخرش بامردی که دوستش دارم ازدواج میکنم.خانواده انقدر خشمیگن شده بودند که نمی توانند او را ببخشند ودر عوض اورا طرد می کنند.پدرم از مادرم می خواهدکه هیچ وقت در زندگی اش حق ندارد خواهرش مینارا ببیند.پدربزرگم جهیزه ای که برای خاله خریده بود تا با عمویم ازدواج کند را می فروشدوخاله را از خانه بیرون می اندازد.خلاصه همه دست به دست هم دادند تااورا طرد کنند.این موضوع آنقدر پیچیده وقاطع بوده که در تمام آن سالها هیچکس خاله مینا را ندیده بودتا این که از قضا معلم ورزش سابق مابه علت زایمان مرخصی گرفت واز مدرسه رفت ومعلمی که به جای او آمد.همان خاله مینا طرد شده من بود...این داستان با تمام عجیب بودنش حال مرا بهتر کرد واز فردای آن روز سبکبال تر رفتم مدرسه اما مادر بهم گفته که هیچکس نباید بداند که من خاله مینا را می بینم.اما وقتی اورا در مدرسه می دیدم خوشحال می شدم.کم کم نگاه های پرمهری بین ما رد وبدل شد وبعد از آن دیگر حتی گهگداری با هم حرف هم می زدیم.می آمدم خانه وآرام آرام برای مادرم تعریف می کردم که خاله چی میگفت وچه تعریف می کرد.مادر به وجد می آمد.می دانستم که خواهرش را خیلی دوست داردولی از ترس خانواده جرات ندارد با اورفت وآمد کند.

ارتباط من وخاله مینا روز به روز بهتروبهترشد به طوری که یک بار از راه مدرسه رفتم خانه اش وبچه پنج ساله اش را دیدم.کلی ذوق کرده بودم چون من وخاله واقعی نداشتم وهمیشه دلم می خواست یک دختر خاله ویا پسر خاله داشته باشم.همین شد که این ارتباطها به جایی رسید که مادرم هم جرات پیدا کردوتلفنی با او حرف ز.بعد از چند ماه.مادر بزرگ هم به جمع ما پیوست واو هم برای دیدن خاله به مدرسه آمد...اما می دانستیم که هیچکس دیگر توی فامیل نباید از این داستان باخبر شود......

این ماجراها ادامه داشت.من بزرگتر شدم.رفتم راهنمایی ودبیرستان وکماکان با خاله مینا در ارتباط بودم.پدرم مدام ماموریت شهرستان می رفت ومن و مادرم می رفتیم دیدن خاله مینادر همین ارتباطات بودکه با وحید آشنا شدم بچه برادرشوهر خاله بود.از شهرستان آمده بود تهران تا درس بخواند.کنکورقبول شد وماندگار شده بود.چندسالی از من بزرگتر بودوخیلی وقتها اشکالات درسی ام را از او می پرسیدم.پسر آرام وخوبی بود.تمام انگیزه ام برای کنکوردادن این بود که در همان دانشگاهی قبول شوم که او در آن درس می خواندهر چند که چیزی به تمام شدن درس او نمانده بود اما حتی یک ترم یا دو ترم درس خواندن در کنار او برایم خیلی مهم بود.آنقدر درس خواندم تا بالاخره دانشگاه قبول شدم.هنوز چند روزی از قبولی ام نمی گذشت که به من پیشنهاد ازدواج داد.تمام آن سالها انتظار چنین لحظه ای را می کشیدم ووقتی به من این پیشنهاد را داد.دلم هری ریخت.چه طور می توانستم این موضوع رابا خانواده مطرح کنم؟!

امکان نداشت پدرم قبول کند.باید میگفتم اورا در دانشگاه دیده ام وبه هیچ عنوان نباید می گذاشتم آنها به ارتباط وحید وخاله وشوهر خاله ام پی ببرند.(ادامه داستان واسه هفته بعد شرمنده این طوری جذاب تره یکم فکر کنید ببینید هفته بعد ممکنه چی بشه؟)مسعوددر خدمت تمام بینندگان وبلاگ

 

 

 

 

Fast & Free Image Sharing

 

بابا یکم عشقتونو تحویل بگیرید

----------------------------------

 میخوام بیام ببینمت نگو سرت شلوغه*این روزا مشکوک میزنی حرفات همش دروغه

آخه واسه توچی کم گذاشتم*من که همیشه هواتوداشتم

فقط واسه یه لحظه بودن با تو*حتی پا روی غرورم گذاشتم

هرکسی ستاره ای داره تو این عالم*منم با وجود تو که خوب میشه حالم

وقتی هستی بدون پروبال دارم*ولی بی تو باغصه سروکار دارم

دستم همیشه توی دستاته*توی درودیوار اتاقم پرعکساته

جالب برام از این رفتار عجیبت*دوست دارم واسه چشمای نجیبت

دوست دارم همه وجود منی عمرم*مگه میشه من بدون تو بمون نه عمران

زندگی بی تو واسه من سخته*بی تو خون توی رگهام میشه لخته

گفتی یه عشق گفتم تو*هنوزم قبول دارم گفتم رو

پس بت باش منم بت پرست*با توکه زندگی من شد عوض

میخوام بیام ببینمت نگو سرت شلوغه*این روزا مشکوک میزنی حرفات همش دروغه

آخه واسه توچی کم گذاشتم*من که همیشه هواتوداشتم

فقط واسه یه لحظه بودن با تو*حتی پا روی غرورم گذاشتم

من ماله توام تا روزی که زنده ام*چون فقط تویی تو ذهن من

قلبم بی تواز تنهایی میلرزه*نمیخوام بی توباشم حتی یه لحظه

چرا به این مجنون میگی وقتی از پایین*وقتی میشه باهم به خوشبختی رسید

چشمای زیبات پرازاحساسه*به همین دلیله که من واسه

رسیدن به توهر کاری کردم*وقتی با همیم فراموش میشه دردم

ما با هم خوشبختیم بسه غم*بیا دستتو بذار توی دست من

من پرنده ام تو بال منی*من مال توامو تو هم مال منی

همه حسودیشون میشه به عشقمون*پس نذار خراب بشه بهشتمون

میخوام بیام ببینمت نگو سرت شلوغه*این روزا مشکوک میزنی حرفات همش دروغه

آخه واسه توچی کم گذاشتم*من که همیشه هواتوداشتم

فقط واسه یه لحظه بودن با تو*حتی پا روی غرورم گذاشتم

 

 

Fast & Free Image Sharing

اینم یه شعر که یه پسری مزاحم یه دختر خانومی شده

-----------------------------------------------------

دلمو بگیر توی دستای خودت*دلم داره میگه هنوز میشه مال خودت*بذار منو تویه جوری کنار هم باشیم*یه وقت نگی به من برو پی کارخودت

ببخشید خانوم میشه من اینجا بشینم*یا که یه وقت دیگه شمارو تنها ببینم

من عاشق چشات شدم عاشق نگات شدم*اخم نکن بذار خنده اتو ببینم

نذار به خیال خودم بگم نمیشی یارم*حتی شده تورویا بیا بشین کنارم

بذار تا یه بار دیگه دست رو دستات بذارم*باهرکسی بشینم بگم من تو رو دارم

وقتی رامون دوره چشمک میزنی*وقتی میام جلو چرا تهمت میزنی

دست به دستم نمیدی منو رد میکنی*میگی با هرکی باشی توزود دل میکنی

دلمو بگیر توی دستای خودت*دلم داره میگه هنوز میشه مال خودت*بذار منو تویه جوری کنار هم باشیم*یه وقت نگی به من برو پی کارخودت

آره میخوام بذارم من دست توی دستت*چی میشه بدی به من قرض یه روز عکست

به من بگو اینجا هست کسی روی دستت*نشون میدی به من هست حلقه تودستت

داری دروغ میگی که نامزد داری*حلقه انداختن نداره حتی واس من کاری

اون روز میاد که نداری جز من یاری*میدی به همه دوستات پوز چون منو داری

از من رو برنگردون دیگه دست بردار*بدون که من نیستم از سر تو دست بردار

شماره امو میذارم رو میز پس بردار*زنگ بزن به موبایلم تو پس فردا

کم محلی نکن هست اینجا این دل غریب*آره عشقمی دلبری دلفریب

از همه سرتری شرتری برتری*مال من میشی بالاخره تو به هر طریق

دلمو بگیر توی دستای خودت*دلم داره میگه هنوز میشه مال خودت*بذار منو تویه جوری کنار هم باشیم*یه وقت نگی به من برو پی کارخودت

خیلیا واسه من میمیرن*آرزوشونه دست منو بگیرن

یه روز بیان از نزدیک منو ببینن*کنار من شده یه ثانیه بشینن

اما کوچولو تورو میخوام *چون تو BYBY FACE

چه سردو خشکی با من خیلی بدجنسی*دوست داری اگه به من برسی

شرط داره باید بکنی اورتودنسی(این کلمه مال دندان پزشکیه)

ببخشید میشه اینجا بشینم*که شما رو یه جای دیگه تنها ببینم

ببخشید خانوم میشه من اینجا بشینم*یا که یه وقت دیگه شمارو تنها ببینم

من عاشق چشات شدم عاشق نگات شدم*اخم نکن بذار خنده اتو ببینم

وقتی رامون دوره چشمک میزنی*وقتی میام جلو چرا تهمت میزنی

دست به دستم نمیدی منو رد میکنی*میگی با هرکی باشی توزود دل میکنی

-------------------------------------------------------------------------------

عجب بچه پورویی بودا اولش منتشو میکشید بعد ناز میکرد

نمیدونم آخر باحاش دوست شدشما دخترا اگه بودید باحاش دوست میشدید؟؟؟؟؟؟

MASOUD……OmiDiYeH

oMd

MaHsA…….kErMaN

 


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 18:12 موضوع | لينک ثابت


نبینی ضرر میکنی

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

شعر عاشقونه واسه دختر پسرها

-----------------------------------------

تو میدونی که من بی تو میمیرم نرونرو پیش من بمون

بی تو صدام سرده نرونرودوست دارم اینو خوب بدون

که من بی تو هیچم عشق من تویی تویی تو فقط تو

منو تنهام نذار که نورشبهام به اون چشه ناز تو

من بی تو.مثل تک درخت تنهام میمونم تنهاتو دشت غم هاوتنها بی تومیمیرم تو شب ها

من وتو.میتونیم با هم پرواز کنیم.نرو تو.بذارعشقمونو با هم آغاز کنیم

من وتو.میتونیم بسوزونیم همه غم ها رو.نرو تو.تا روشن کنیم با هم همه شمع هارو

ببین عشق منو تو مثل زنجیره ای که*هیچ وقت پاره نمیشه وپس میبینی که

این تضمینی که توی زندگی دارم*توهمیشه باشی توی زندگی بامن

آخه اگه تو نباشی دلم تیک تیکست*باید بمونی با من نبری تیغه تیزدست

وقتی نیستی بدمیشم بی کس*بعدتونمیادتودلم دیگه هیچکس

من از ته دل تورو دوست دارم*رواحساسم واست پا گذاشتم

چون فقط میخواستم با توباشم*آخه با تو همه غم ها باید واگذارشن

آره فقط تورومیخوامو گوش کن جونم*نذار دشمنا پشت ما موش بدونن

چون نمیخوام ناراحت بشی از دست من*عشق من نمیخوام توروازدست بدم

بذار همه بدونن که عشق مامثل عشق قصه هاستومن تورومیخوامو تو منو میخوای

هرجاتو بریو من مثل سایه دنبالت میام

بذارهمه بدونن که بین مادوریو دشمنی معنا نداره ومن به جز توقلب پاکو از هیچکسی نمیخوام

من بی تو.مثل تک درخت تنهام میمونم تنهاتو دشت غم هاوتنها بی تومیمیرم تو شب ها

من وتو.میتونیم با هم پرواز کنیم.نرو تو.بذارعشقمونو با هم آغاز کنیم

من وتو.میتونیم بسوزونیم همه غم ها رو.نرو تو.تا روشن کنیم با هم همه شمع هارو

---------------------------------------------------------------------------------

اگه خوشتون اومد یه نظر بدید مر30 J J JJ J J J JJ J J JJ J J000000000000000000000000000000000000000000000000000

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

اینم واسه کسایی که تو این ماه به دنیا اومدن

-----------------------------------------

متولد ماه آبانو رو دست نداره*زیگ زاک

لنگشو پیدا کردی جایزه بگیر از مسعود ومهسا*امون ازدست زیگ *مون از دست زاک

کم مشقعله داریواینم چه کارایی میخواد***حالاحالاحالاحالا

زیگزاک زیگزاک میخونیم بادلی شاد*اینم کادوجشنت تولدت مبارک باد

دلت شادو لبت خوش چوگل پر خنده باشی بدو شمعاتو فوت کن که صدسال زنده باشی

زیگزاک پیش میره رو دستشم برنامه نیست باز مسعودومهسا مینویسن حالاواسه زیگزاک

اینوکه میبینی از مافقط نمونه کاره آره پاییزه هرسال مارو یادتون میاره

زاگ به زیک میگه واسه مصاحبه تند نری گوش کن یه تریپ بیاحرفه مارو گوش کن

بیننده داره وبلاگمون از ایران تا لندن میدونم بعد از این کار یه سریا به ما میخندن

زیگزاک زیگزاک میخونیم بادلی شاد*اینم کادوجشنت تولدت مبارک باد

دلت شادو لبت خوش چوگل پر خنده باشی بدو شمعاتو فوت کن که صدسال زنده باشی

------------------------------------------------------------------------------

بچه ها زیگزاک یه اسم مستعاربودا؟؟؟

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 

اینم یه شعر واسه دختز پسرایی که از هم جدا میشن

-------------------------------------------------

دکلمه:من رفتم تنها موندی نه *حالا بشین منتظرم آره حتمامیام پیشت

من میرم تو تنها میمونی

وقتی باتودوست شدم گفتم اون الان برد*به داداش کوچولوت گفتی اون از عذاب مرد

که با من دوستی داشتی آرزو میچیدی*خیلی دوستم داشتی ولی شرمنده پیچیدی

میخوای نفرین کنی نفرینا رومن کردم*من یه مسافربودموبرنمیگردم

من یه مسافربودم معنیشو میخونی*چیزی که خواستم گرفتم خودتم میدونی

التماس میکنی به من صدبارکه چی*تویه هرزی باید سنگ سار بشی

منوصدباربه چی آره فروختی آسون*هرروزازچشات میومد دروغی بارون

یه دفعه سیمای خوبم جلوه بدشد*ازتو وامسال تو من چندشم شد

که من رفتمو داغ کردی به پا که نپزی*میگی چرارفتی؟ بابا خفشو عوضی

من میرم توتنها*باشب ها میسازی

بیداری از گریه* من میرم تومیبازی

منو ول کردیو مثل سگ پشیمونی*شبا گریه میکنی به درک که ایجوری

ببین لاشتم میدم دست مرغای دریایی*خفشو اسمم نیار دختری هرجای(اگه خانوما خوندن پسرش کنن)

میون این همه شلوغیو هم همه*بگو کی شده به جامن تازه همدمت

دلی که دلم بود ولی دلا روبرد*یه طلوع دوبارست اون ستاره مرد

اون ستاره برد ولی منو هرچند*ازغم هرشب میومداشکم

پس من ازغم میمیرم حتما*شخصا هشدارمیدم من کتبا

ازتومتنفرم چرادرک نمیکنی*من نمیام سمت تونگوسعی بی خودی

که من برگردم بهم سجده میکنی*بروگمشوعوضی نزن زدجه بی خودی

من میرم توتنها*باشب ها میسازی

بیداری از گریه* من میرم تومیبازی

توتاهفت شمردی دیگه منو نداری*دیگه نباف واسه خودت داستانای طلایی

بابابسه خفشو دیگه صداتونشنوم*اگه توشمری بدون من مالک اشترم

یکشنبه شروع کردیمو یکشنبه اتمام*من ازچشات بدم میاد نکنی کدمان

مثل شماره آخر موبایلت این بار*میچرخی تو به دوره من هفتادو شیش بار

ازت بدم میادبهت میگم هزار بار*من سالم رد شدم از این سیمای خاردار

من همه حرفاموببین با قلم میگم*توبااون پسره(دختره) بودی یا من غلط دیدم

هم از صدات بدم میاد هم سیمای زشتت*من جهنمو میخوامو توف به بهشتت

قلمم ازاسم تو دیگه شد  خسته*میگی دوست دارم خیلی خوب بسه

من میرم توتنها*باشب ها میسازی

بیداری از گریه* من میرم تومیبازی

-------------------------------------

اینو با تمام وجود تقدیم میکنم به بینندگان وبلاگم

امیدوارم خوشتون اومده باشه ولی این شعر واقعا یه حقیقتیه اگه نظر بدی ممنون میشم

دوست دار شما مسعود

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

اینم واسه کسایی که به عشق بها نمیدن

................................................

خدا دیدی تنهام گذاشت رفت*تو میدونی که بیU نمیتونم

پس نگو باید تنها بمونم*نه بخدا دیگه نمیتونم

دیدی اونم دلموشکست به روم دروبست به غریبه داد دستو

میخواست که من بیفتم به زانو

گفتم بهش دوست دارم*توخوابومرگ وبیداری*فدای یه تار موهات*که تو منو دوست نداری

اون ندید اشکای منو*یه بار بهم نگفت نرو*به قلبی که داره ترک*میگفت برو خوب به درک

گفتم گلم بمون نرو*نرو به روم نبند درو*نه اون غرورسرش میشد*نه اعتماد نه التماس

حیف عاشق کسی شدم*که عاشق غریبه هاست*میخواست که من بیفتم به زانوش

برو نفرین نمیکنم من*خاطر خواهی دروغ بود حتما*تو خلوتم با گریه هام

تو انقدر سرت شلوغ تا من*عشقمو بهت نشون ندم*اسیر قانونت چشات

مثل یه قطرافتادم *یادته گفتی سهم مون*از زندگی جداجدا*حرف تو رو چشم منه

امااونم دست خداست*ولی بدون پشت سرت*هنوزم دستام به دعاست

خدای دیدی تنهام گذاشت رفت*تو میدونی که بیU نمیتونم

پس نگو باید تنها بمونم*نه بخدا دیگه نمیتونم

دیدی اونم دلموشکست به روم دروبست به غریبه داد دستو

میخواست که من بیفتم به زانو

توبودی گفتی ما دوتا بدرد هم نمیخوریم *یه روز باید جدابشیم دستای هم رو ول کنیم

آخه چرا میگی که ما*برای هم نمیمونیم*تو میخواستی من بیفتم به زانو

مینویسم که دیگه رو هیشکی دست نمیذارم*نه نه نه نه

دروغ دروغ من میدونم*هنوزم اونو من دوسش دارم*چرا عهدشو شکست*دل به یه غریبه بست نه بگو چرا خدا بگو چرا بگو بگو چراااااااااااااا.

---------------------------------------------------------------------------------------

امیدوارم از متنای که نوشتم لذت کاملو برده باشید من تا جای که بتونم شعر عاشقونه تو وبلاگم میذارم به شرطی که شما بینندهای عزیز یه نظری هم بدید که ما به کارمون امیدوار بشیم

من خودم کلا از این شعرا خوشم میاد چون واقعا اکثر آقایون وخانوم ها یا بهشون خیانت شده یا خیانت کردن.اینو از ته دل میگم واقعا واسه همچین آدمای متاسفم که به همین راحتی از عشقشون دست میکشن با این کارشون کلمه مقدس عشقو هم خراب میکنندازتون خواهش میکنم قبل از رابطتون همدیگرو خوب بشناسید عشقی نباشه که بعداز یه مدت تموم بشه به قول آجی گلم مهسا خانوم به دنبال یه عشق واقعی باشین چون این عشق هایی که از روی هوس هست زودگذره ومطمئن باشید به هیچ جا نمیرسید مرسی از این که وقتتونو در اختیار ما گذاشتین

امیدوارم ساعات خوبی داشته باشید وهمیشه در زندگیتون موفق وموید باشید

-------------------------------------------------------------------------------

از طرف مسعود به هوادارا

I LoVe YoU

GoOdByE

mAsOuUD

 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

تقدیم به آدمای خیانت کار

--------------------------

بیاپیشم برگردبه من بگو آره*خیلی دوری دل من آروم نداره*خیلی گفتم دوست دارم چندین باره*نمیفهمی نمیدونی ای بیچاره*حالامیخوای بیای پیشم تنهابرام شبو بسپاری به فردا*دستت باشه همیشه تو دستام جدابشه دل من از غم ها

My love was you*hay could you

love was yo* hay could you

آرزوم:توبودی

آبروم:توبودی

بی دووم:توبودی

میخوایی بهم بگی دوسم داری تو*دورغ گویی شده آسون واسه تو*حالا میگم یه چیزی گوش توکن*من مردم منو فراموش کن*خیلی پستی حرفات همش هستن دروغ*بروگمشوعروسک بی چشم رو*چرا بازی کردی با منه تو پورو*باختی تواین بازی هنوزم هستی دورو*فکرنکن شدی واسم مانع*خسته شده دلم از بیگانه*هوهو*من دیگه نمیشم قانع*برو حرفات همش هستن یه بهانه*

دلم سوخته پشیمونی حالا چرا*کجابودی رفتی چشام بودش به راه

حرفات توگوشمه هنوز با اون صداست*خندیدیو گفتی برو با یه نگاه

(از طرف مسعود به شماعزیزان)

-----------------------------------------------------------------

اینم مثل بالایی ولی باحال تره

میخواستمت تورو تنهام گذاشتی*برای اشکام وقتی نذاشتی*دلتوفروختی به یه کسه دیگه*ولی نگاهت اینو نمیگه*میخواستمت میخواستمت میخواستمت ولی تو نموندی ولی نموندی*عشقم بودی عشقم بودی عشقم بودی ولی تو نموندی دلمو سوزوندی*باید بمیرم این روز نبینم*همون بهترکه بی تو بمیرم*چشمای نازت صدای سازت*چقدرخوبه صدای آوازت*دخترنازم(اینجا خودتون یه اسمی انتخاب کنید به خودتون بستگی داره)

توی خیابون یاتوی ایون*هرجامیشینم تورو میبنم*میگم که ای کاش*پیشت میموندم دستام تو دست واست میخوندم* میخواستمت میخواستمت میخواستمت ولی تو نموندی ولی نموندی*عشقم بودی عشقم بودی عشقم بودی ولی تو نموندی دلمو سوزوندی*دستمو خوندی پشیم نموندی*بدون دلم رو بدجور سوزوندی*میخوام بخوابم تا لحظه دیدار*تا با صدای نازت بشم بیدار*با بی کسی هات من بودم که ساختم*دل بهت سپردم سربه زیر انداختم*این غبار عشقو منو نشناختم*ساده بودمو زندگیمو باختم*

میخواستمت میخواستمت میخواستمت ولی تو نموندی ولی نموندی*عشقم

بودی عشقم بودی عشقم بودی ولی تو نموندی دلمو سوزوندی

-----------------------------------------------------------------------------------------

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

این در جواب شعرای بالا.(اینم بخاطر آجی مهسا)J

-------------------------------------------------------------

دلمو شکوندی؟بروحالشو ببر.بامن نموندی؟بروحالشوببر.تومنوفروختی؟بروحالشوببر

بامن نساختی؟بروحالشوببر.

تا دنیا دنیاست به تودل نمیدم*قلبمو عمری به تومن نمیدم*دیگه مثل من واست پیدا نمیشه*بشوچون دورویی عاشقت نمیشه

دلمو شکوندی؟بروحالشو ببر.بامن نموندی؟بروحالشوببر.تومنوفروختی؟بروحالشوببر

بامن نساختی؟بروحالشوببر.

وقتی پشیمون برمیگردی*دوست دارم*دنبال مجنون که میگردی*دوست دارم*زارو پشیمون که میمونی*باچشم گریون که میخونی دوست دارم

دلمو شکوندی؟بروحالشو ببر.بامن نموندی؟بروحالشوببر.تومنوفروختی؟بروحالشوببر

بامن نساختی؟بروحالشوببرJ J J J J J J J

-----------------------------------------------------------------------------------------

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 

این بخاطر یکی از دوستام میذارمش(آجیم میشناسش)

---------------------------------------------------

من از تودل نمیبرم*اگر چه از تو دل خورم*اگر چه گفتی تو را به خاطرا ت بسپارم*هنوزهم خیال کن کنار تو نشسته ام*منی که در جوانیم بخاطرت شکسته ام*تودرسرابه مایعی شبانه خنده میکنی*منه شکست داده رو خودت برنده میکنی*نیامدی وسالها نظر به جاده دوختم *بیاببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها صدابزن مرا شبی به غربتی که ساخته ای به لحظه ای که عشق را بدون من شناخته ای

----------------------------------------------------------------------------------------

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

ضدعاشقی

-------------

میگن حالت خیلی بده

این روزا خیلی سختته

دلم خنک شد آخرش

بکش بکش که حقته

گریمو دیدی گفتی که

عیب نداره قسمتته

صدای حق حقت میاد

خدا میگه نوبتته

همین که باختی مثل من

تو هم شکستی بسته

میگن داری دغ میکنی

آخش تو یکی حقته

میگفتی دلبریت تکه

برگ برنده دسته

خیال میکردی که بری

خیره صلاح بختته

اگه غریب شد دلم

تقصیر دست سردتت

تنها بمون که بی کسی

چاره خوبه دردته

همین که باختی مثل من

تو هم شکستی بسته

میگن داری دغ میکنی

آخش تو یکی حقته

میگفتی دلبریت تکه

برگ برنده دسته

خیال میکردی که بری*خیره صلاح بختته(از طرف مسعود به هواداران)L

 


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 18:15 موضوع | لينک ثابت


بیا ببین همه چیز توش هست از من گفتن(داش مسعودوآجی مهسا)

 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 

بازم من اومدم بچه ها کی عشقشو از دست داده اینو بخونه

----------------------------------------------------------

بیاپیشم بمون تنها نمونم*میخوام تا ابد واست بخونم*میخوام بگم عشق پر زده*تودل من کلی غم زده*اگه بیای بمونی پیشم*تاابد راضی میشم*ته نشین شده عشقی که ما داشتیم*شمع پروانه که سوختن ما کاشتیم*عشق از سه حرف تشکیل شده*ع ش ق اینجوری تعریف شده*علاقه شدیدقلبی معنیش شده*دوست داشتن باعشق درگیر شده*عشق پرزده تنهام میای پیشم فردا*مثال عشمون مثل آدمو هوا*عشق پرزده توروخدا برگرد*دیدی قیامت همه جوره بات سر کرد*زیر لب اسممو میکردی زمزه*شنیدم خونه عشقت اومده زلزله*میدونم که قلبت برام دلتنگه*همه حرفایی که میزنم یک رنگه*میومدی پیشم قلبم میکرد تاپ تاپ*هروقت میرفتی ساعت میکرد تیک تاک*اینو بدون عاشقتم صددرصد*همیشه تو دریاییو قطرم من*حالا منم همونی که چشماش خیسه*به عشق تواشک چشاش لب ریزه*کل زندگیموباختم به یه لبخند*فقط دارم توی زندگیم یه ترفند*حالا میخوام بکنمت پرستش*اما نمیذارن دشمنای نفس کش*دشمنو بی خیال چون همیشه هستش*میخوام صدات کنم بهت بگم پرستش

بیاپیشم بمون تنها نمونم*میخوام تا ابد واست بخونم*میخوام بگم عشق پر زده*تودل من کلی غم زده*اگه بیای بمونی پیشم*تاابد راضی میشم*ته نشین شده عشقی که ما

داشتیم*شمع پروانه که سوختن ما کاشتیم

بگو تنها نشستم بدون یارم*وقتی اون نیست من خیلی خارم*آسمونو نگاه میکنم آبی شده*یادخاطراتم میفتم که گم شده*به عشقت میخونم قصه قلبم*میزنم کف دست تو حرفم*چه جوری بهت بفهمون میخوامت*میخوام بذارم دستمو رولبت*بکنمت ترکو میخوام بگمت*بوسه مرگو میخوام بدمت*هر وقت دست تو میدادی تودستم*ضربان قلبم میرفت توهفتصد*همیشه هستم تو خوابو بیداری*وقتی تونیستی من هستم تو خماری*چرا نمیای بهم بگی بی حالی*از وقتی که رفتم بیماری*چرا کم سو شده چشای گربه ایت*رنگت پریدوانگاری مرده ای*از وقتی که رفتی شدم ساکت*هرشب میخوابم به امید خوابت*نگاه میکنم به عکسمون توقاب نقره ای*که الان کنار حاله*بغل عکست من مثل خارم*نقره داغم کردی ولی نرفتی از یادم

بیاپیشم بمون تنها نمونم*میخوام تا ابد واست بخونم*میخوام بگم عشق پر زده*تودل من کلی غم زده*اگه بیای بمونی پیشم*تاابد راضی میشم*ته نشین شده عشقی که ما

داشتیم*شمع پروانه که سوختن ما کاشتیم

عاشق منم صاحب دل منم*اگه من منم اون عاشق تو قصه ها منم*اگه نیازم نذار ببازم*بذارتو دلت خونه عشقو بسازم*روی کف دستم باخون نوشتم*که تویی میمونی تنها عشقم*پس چرا بهم نگفتی یه کلام*که من تورو دوست دارم از الان*دیگه رفتم بستم حالا شدم خسته*کسی که الان بی تو تنها نشسته*میتونی صداکنی عاشق دل شکسته*آروم آروم باخاطرت چشام میشه بسته

-------------------------------------------------------------------------------------

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 

اینم واسه عاشقای خجالتی

----------------------------

یه جوری میشم وقتی میبینمت دستو پامو گم میکنم از خجالت سرخوتاب میشم کرواتم شل میکنم

یه جوری میشم وقتی میبینمت خدایش از همه سری توشعرعاشقونه ای بخدا تو یه دونی ای

خاطرخواتمBYBY خاک زیر پاتم هروقت میام ببینمت با یه کرواتم

آخه دیوونم دیوونه ناز اون نگاتم همه رنگ چشماته رنگ کرواتم

وجود ما کنار هم کیف میده نری تو*من دوست دارم خانومیBYBYمنی تو

حالابازمیگم داری واسم ارزش زیاد*گوش بدخواتو میکشم تا دردش بیاد

تومثل عروسکی باربی خانومی خوشکل*مخ تو روزدن بودتوحینه آسونی مشکل

وقتی میگی دوسم داری گیج میشم من*بخاطرت همه دخترا رو پیچ میدم من

ببین دوستاتم بخاطرت پیچ میدن هوا*ولی بخاطرت من اونا رو پیچ میدم نرو

حتی شده به سوالات بدم بیست بار جوابم*محال به غریبه بدم میسکال جواب

کروات زدن روتو خوشت میاد همه میگن کروات به من میاد نازی نازی به من بگو کروات چه رنگیش بهم میاد

خاطرخواتمBYBY خاک زیر پاتم هروقت میام ببینمت با یه کرواتم

آخه دیوونم دیوونه ناز اون نگاتم همه رنگ چشماته رنگ کرواتم

میخوام حرف بزنم چه حرفی دوس داری * کروات بزنم چه رنگی دوست داری

مگه مطمئنی که میادکروات به من*که انقدر گیردادی کروات بزن

منم کروات زدم تا خوشت بیاد*همه میگم کروات به من میاد

آره موعضبم واسه کروات زدن*ولی بخاطرت تو این یه باروکروات زدم

دیگه تو این زمونه کی پای عشقش میمونه

عاشق مثل من خیلی کمه از هر صدتا یه دونه

خاطرخواتمBYBY خاک زیر پاتم هروقت میام ببینمت با یه کرواتم

آخه دیوونم دیوونه ناز اون نگاتم همه رنگ چشماته رنگ کرواتم

--------------------------------------------------------------------------------

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

یه شعر رمانتیک

----------------------

من نوشتم ازدنیا********اون نوشته:بی رحمه

من نوشتم از قسمت*********اون نوشته:سرگرمه

من نوشتم ازدردم ازشبای بی خوابی*اون نوشت از عشقو لحظه های بی تابی

من نوشتم از تقدیر خیلی وقته مایوسم*اون نوشته اشکاتو دونه دونه میبوسم

من نوشتم ازبازی ازیه بازی ساده*اون نوشته آروم باش حلقه هم فرستاده

من نوشتم از غصه ترشدم مث بارون*اون نوشته صبرت کو؟صبر لیلی و مجنون

من نوشتم اینجاها آدم آهنی داره*اون نوشته چشم تو کلی روشنی داره

من نوشتم از عکساش تویه آلبوم قرمز*اون نوشته تنهاتو جز توباکسی هرگز

من نوشتم از ترسم از وفاکه کمیابه*اون نوشته از دوریم شب باگریه میخوابه

من نوشتم از پاییز از یه عصررویایی*اون نوشته حاضر باش تو عروس زیبایی

من نوشتم از عشقت شهر قصه میسازم*اون نوشته گرمم کن تو الهه نازم

من نوشتم از دوریت برگ خاطرم زرده*اون نوشته همخونت این روزاس که برگرده

من نوشتم از رفتن وعده های 5 عصر*اون نوشته از گل ها می سازم برات یه قصر

من نوشتم از حالم از موهای آشفته*اون نوشته که قلبش قصمو براش گفته

من نوشتم از حرفاکه تحملش سخته*اون نوشته که با صبر عاشقانه خوشبخته

من نوشتم از این شهرازغم اش که پررنگه*اون نوشته از دوریم بدجوری دلش تنگه

من نوشتم ازابرا ازاوناکه اون بالان*اون نوشته مثل ما خیلی آدماتنهان

من نوشتم از دریا که یه شب میریم با هم* اون نوشته زیر پات می ریزم گل مریم

من نوشتم از عشقم که براش نهایت نیست*اون نوشته که بشمار مختصر فقط تا بیست

من شمردمو اون داشت به لبام نگاه میکرد*پشت پنجره آروم داش منو صدا می کرد

حرفامون یه جور نامس با جوابای ساده*خوش به حال اون که زود نامشوجواب داده

گرد خستگی ها رو از رو گونه هاش چیدم*گریه هاموبوسیدو گونه هاش بوسیدم

زیر سایه این شوق من نوشتمو اون خوند*من شکفتمو اون گفت من نشستمو اون موند

زندگی یه یازی بود ما یه مهره از شطرنج*وعده مون بازم پاییز ساعت همیشه پنج

---------------------------------------------------------------------------------

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 

اینم واسه پرسپولیسی ها حاشو ببرین

--------------------------------------

تو دنیای زمین وتوپ رنگی*یه پرسپولیس داریم به چه قشنگی

اسم قشنگش روی تخت جمشید*ازاون قدیم ندیما می درخشید

رنگ آتیش غیرت پیرهنش*می یاره افتخار واسه میهنش

طرفداراش سر به فلک میکشن*عاشق رنگ مث آتیشن

دفاع محکمش مث یه سده*هرکسی از جونش نذاره  رده

دروازه باناش مث پادشاهن*شاهینن و بدون اشتباهن

آقای گل همیشه از قرمزاس*حساب سرخ از همه لیگا جداس

یه پرسپولیس با یه دنیا عاشق*یه دشت غرق گلای شقایق

قصه سرخا پرافتخاره*از بس که گل زدن همش بهاره

هرکی پرسپولیس و خوب شناخته*واسش ترانه خونده یا که ساخته

تیم بزرگمون از اون قدیم ندیما*سر بوده ازقوی ترین تیما

حرف قشنگش بشه هر زمانی*می پیچه عطر خوش قهرمانی

یه سروگردن از همه بهتر* پرسپولیس از تمام تیما سره

تو تاریخش اسمای نامی*هرجای دنیا بره حامی داره

سنگم از آسمون بیاد هوادار*میاد به عشق بردن یه دیدار

ما تیم صدرجدولیم همیشه*خدامیدونه قهرمان کی میشه

هرجاکه پرسپولیس می شه برنده*می شکفه کلی گل سرخ خنده

به غیرت بازیکناش می نازه*فرداروباتعصبش میسازه

امسال دیگه فاتح هر دوجامه*کارتمام حریفاش تمامه

اسیر ناداوریا نمیشه*باز اول کورسه مث همیشه

از تیممون میخوایم با اقتدار*بره روی سکوی یه افتخار

یه پرسپولیس و یه عالم ستاره*که کلی عاشم هواشو داره

الهی قهرمان عالم بشه*سایه باختن از سرش کم بشه

امسال به هیچکس امتیاز نمیده*پرونده تساویشم سفیده

باتشویقای گرم و لطف خدا*امسال میشه قهرمان آسیا

پرسپولیس امسال همه رو میبره*نشون میده که همیشه سروره

عشقش توقلبمون همیشه زتدس*قرمز ماهرجا باشه برندس

تقویم لیگ وهرکی مینویسه*بدون که این جام مال پرسپولیسه

------------------------------------------------------------------

پرسپولیس سروره  استقلاله

--------------------------

ازطرف مسعود به پرسپولیسی ها

JJ JJ JJ JJ

 -------------------------------------------------

 

 

 

 

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

اینم یه شعر در مورد چت کردن

-------------------------------

صبح تاشب داری چت میکنی*یا داری مخ میزنی یا ادعات میشه که هک میکنی

وقتی که همه زندگیتو چت میگیره*دیگه امید به آینده تو وجودت میمیره

چرا؟چون چند سال از جوونیتو توهدر کردی*آخه به جز چت تو توزندگیت چیکار کردی

هی تو بچه با توام*توتوکه شب روزپاتوقت توچته*تو که زندگیت شده چت چت*فکر میکنی همه زندگی همینه*آره جون عمه ات*من نمیفهمم خدا چی گذاشته تو اون کله ات

باور کن رفیق آینده این همه چت بازی چیزی نیست جز ذلت*منظورم گدای جلوی ملت

آره میدونم روزی با اند نفر میچتی* انقدر میچتی که مخت میپوکه

وقتی دخترای روم جوابت نمیدن*یه جورای دلت میسوزه

این که توهم یه الافی مثل اونایی واست روشن مث روزه*آخر سالم که رفوزه میشی میری تو کوزه*فقط بلدی تالکو بگیری قدقد کنی*موقع قدقدتم که همش میگی من هکرم*یکی از اون پایین میگه آقا من چاکرم*تو هم حال میکنی مرام میذاری میگی نوکرم*ولی وقتی یکی میگه میخوان هکم کنن چه خاکی بریزم توسرم*تو فقط میتونی بگی  من الان نمیتونم یه خورده پکرم*

صبح تاشب داری چت میکنی*یا داری مخ میزنی یا ادعات میشه که هک میکنی

وقتی که همه زندگیتو چت میگیره*دیگه امید به آینده تو وجودت میمیره

چرا؟چون چند سال از جوونیتو توهدر کردی*آخه به جز چت تو توزندگیت چیکار کردی

بابا خسته نشدی ازبس تو این روما با اینواون مثلا گپ زدی*واسه اینکه یکی تحویلت بگیره خودتو جای دختر جا زدی*صبر کن بذارچند لحظه دیگه صفحه کلید باشه زیر دستم*چیه؟نکن فکر میکنی مستم.نه داداش ولی از دست رفیقای مثل تویه خورده خسته ام*یه وقت ناراحت نشی اگه زدم کامپیوترتو شکستم*حتما تودلت داری میگی  چقدر من پستم*توروخدا یه ذره به خودت نگاه کن شدی شبیه خیارشور کپک زده*از بس نشسته ای پشت اون کامپیوتری که فنراش بیرون زده*از بروبکس شنیدم مسعود چتر عینک زده*یکی نیست بهت بگه آخه بدبخت.بیچاره.فلاک زده. کی تاحالابا چت کردن گلی به سر خودش زده*حتما دلت واسه دو دقیقه پیاده روی لک زده*میدونم الا تودلت داری هزارتا فش بارم میکنی*این جوری نگام نکن مثلا چیکارم میکنی*چیه نکن میخوای بگی هکت میکنم

آخه گلابی جون من جلوتم چه طوری میخوای منو از جلوت دکم کنی

------------------------------------------------------------------------------

بچه ها نظرتون درباره این شعر چی بود؟واقعا هدفمون از چت کردن چیه.به نظر شما چت چیزه خوبیه؟

نوشته شده توسط مسعود

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 19:3 موضوع | لينک ثابت


ღ تقدیم با عشق ღ

 

my heart

ســـــــلام به همــه ی دوستــان گلــی کـه وبـلاگـمــون رو

با حضــور سبــزشــون نــور افشــانی کــردند

                  ایــن اولیـــن پســت مـا هــستـش و از ایــن بــه بـــعد ایــن وبــلاگ

تــوســط منــو داداش مســعـودم (بهتـــریـن داداشــیه دنیـــــــا ) آپ میــشه

خـوشـــحـال میــشیــم از ایــنکـه بــا نظــــرات قـشنگـتــــــــــون

ما رو در خوشمــــــــــــــلتر شــدن وبــلاگـمــون یــاری کنیــــد

امیـــدوارم بهتـــریــن لحظــات رو دردلـــکــده ی مـــا سپـــری کنیــــد

کـوچــه پـس کـوچــه هــای دلتــــان خــالــی مبـــــــاد

شـــاد شــــــاد شــــــــاد باشیــــــد

یــــا حـــــق

 

 

heartتقدیم به داداشیه نازم که دنیـــــای منه...heart

اي كاش ميدانستي شبها...سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

تنها ستاره اي را كه به نامت زده ام...سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 به چشمانم سنجاق ميكنم... سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 تا يادم نرود در روي زمين كسي هست... سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

 كه سبزي لحظه هايش .... آرزوي من است !سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

ای کاش می دانستی... سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر
که شادی ات... دنيای من است...سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

و اندوهت... ويرانی لحظه هايم!
سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر
و هيچ نمی دانی...!!!
سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر
که چگونه در خنده هايت به اوج می رسم...سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

اما کاش می توانستم نشانت دهم...
سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر
که با هر نفسم...
سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر
دانسته و يا ندانسته...سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

می پرستمت...!!
سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

دوستت دارم...!
سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر

                     نیلوفر آبیاز ســاعـــت مـتـنـفــــــــــرمنیلوفر آبی

 

                         نیلوفر آبیاز ايــن اختـــــراع عجيــــب بشـــرنیلوفر آبی

 

                                نیلوفر آبیكــــه جــــاي خـالــــــــي حضــــور تــو رانیلوفر آبی

 

                                      نیلوفر آبیبــــه رخ دلـتنگــــــي هـــــاي مـــن مــي كـشـــــدنیلوفر آبی

heartheartheartheart

 

(نوشته شده توسط : مهسا )

 


 

نوشته شده توسط مهسا و مسعود در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 14:12 موضوع | لينک ثابت